پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣١٤ - چگونگى سوار شدن على
قادر بر (رام كردن) آن نبوديم. و بازگشت ما البته به سوى پروردگارمان خواهد بود[١]».
سپس روى به قبله مىنهاد و دستهايش را بر مىآورد و مىگفت: بار الها، اين گامها به سوى تو نهاده شده و پيكرها براى تو رنجه گشته و دلها براى تو گشوده شده و دستها به درگاه تو بر آمده است و ديدهها متوجه توست.
رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ[٢] پروردگارا، تو در نزاع ميان ما و امّت ما به حق داورى كن كه تو بهترين داورانى[٣]».
پيش! به بركت خدا. سپس مىگفت:
اللّه اكبر، اللّه اكبر، لا اله الّا اللّه اللّه اكبر. يا اللّه يا احد يا صمد، يا ربّ محمّد. بسم اللّه الرّحمن الرّحيم، لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم.
«الحمد للّه ربّ العالمين. الرّحمن الرّحيم. مالك يوم الدّين. ايّاك نعبد و ايّاك نستعين».
خدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است (از هر چيز كه به وهم گنجد)، خدايى جز خداوند نباشد و خدا بزرگتر است.
اى خداوند، اى يگانه، اى بىهمتا، اى پروردگار محمد. به نام خداوند بخشاينده مهربان، جنبش و نيرويى نيست مگر به خداى والاى بزرگ «ستايش خداى راست كه پروردگار جهانيان است. خداوند بخشاينده مهربان. دارا و اختيار دار روز پاداش بندگان است تو را پرستش كنيم و از تو يارى مىجوييم[٤]».
بار الها! شدّت گزند ستمگران را از ما باز دار و اين عبارت، شعار او در صفين بود.
[١] الزخرف، ١٣ و ١٤
[٢]« الفاتح» به معنى قاضى و داور نيز آمده است. در اللسان آمده:« از آن رو به قاضى،« فتّاح» گويند كه مواضع حق را مىگشايد، و گفته خداى تعالى:« ربّنا افتح بيننا» يعنى پروردگارا ميان ما داورى كن.
[٣] الاعراف، ٨٩
[٤] الفاتحة، ١ تا ٥