پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٢٤ - خطبه على در تشويق به پيكار
(رزمنده) با مايند از ما مىسزيد كه ديده دل خود را بگشاييم و ضمير خويش را پاك داريم و از همو اطاعت كنيم. چه رسد به اينكه اينك سرپرست ما پسر عمّ پيامبر ماست، (اين رزمجوى) بدرى راستين، كه در خردسالى نماز گزارد (و نماز و بيعتش در همان خردى پذيرفته آمد) و همراه پيامبر خود در بزرگى جهاد كرد.
در حالى كه معاويه (همان) اسيرى است كه از قيد اسارت جنگى آزاد شد، و زاده اسير آزاد شده است. هان، كه او گمراهترين جفاكاران است كه پيش از جمله آنان به دوزخ در آيد و ننگى فزونتر به ميراث برد، و خداوند همه ايشان را به ذلّت و حقارت دچار كند. هان، كه شما فردا با دشمنتان روبرو خواهيد شد، بر شماست كه خدا را پرهيزگار باشيد و كوشش و احتياط را به كار بريد و بر اخلاص و صبر بپاييد، زيرا خدا با صابران است. هان، كه شما با كشتن ايشان، (به آخرت) كامياب و رستگار مىشويد و آنان با كشتن شما، (به آخرت) بدبخت و تيرهروز مىگردند.
به خدا سوگند كه يكى از شما تنى از آنان را نمىكشد مگر آنكه خداوند كشنده را به باغهاى بهشت در آرد و كشته را به لهيب آتش در افكند كه:
لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ هيچ از عذابشان كاسته نشود و اميد نجات و خلاصى ندارند[١]».
خداوند ما و شما را از آنچه دوستان خود را از آن بر كنار داشت، بركنار دارد و ما و شما را در شمار كسانى قرار دهد كه از او فرمان بردند و به پرهيزگارى او كوشيدند، و از خداوند براى خود و شما و ديگر مؤمنان آمرزش مىطلبم.
سپس شعبى (كه از ناقلان اين خطبه است، پس از نقل روايت) گفت:
به جان خودم، او در كردار خويش راستى ورزيد و بدانچه در اين خطبه گفت به درستى عمل كرد[٢].
[١] الزّخرف، ٧٥
[٢] متن« لقد صدق بفعله، و بما قال فى خطبته» و در شنهج[ صدق فعله ما قال فى خطبته كردارش آنچه را در خطبه خويش گفت به تصديق رساند].