پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٢٣ - خطبه على در تشويق به پيكار
آخرت در آن جهان در سلامت و امان نيستيد. از راستى و صبر مدد گيريد كه «بر اثر صبر نوبت ظفر آيد[١]».
نصر، از عمرو بن شمر، از جابر، از شعبى، از مالك بن قدامه ارحبى، گفت:
سعيد بن قيس در قناصرين[٢] ميان ياران خود به خطبه برخاست و گفت:
«سپاس خداى را كه ما را به دين خويش ره نمود، و ما را ميراثدار كتاب خود قرار داد و با فرستادن پيامبر خويش صلّى اللّه عليه بر ما منّت نهاد و او را رحمتى بر جهانيان، و سرورى براى مسلمانان، و رهبرى براى مؤمنان و سرآمد پيامبران و حجت بزرگ خدا بر گذشتگان و رفتگان و آيندگان، قرار داد. و درود و رحمت و بركتهاى خدا بر او باد. سپس اين، از قضاى الاهى و تقديرى است كه او رانده است كه ما و دشمن ما را در قناصرين گرد آورد، و ما به هر حال- چه پسندمان باشد چه ناگوارمان آيد- بر آن سپاسگزاريم. پس امروز گريختن، از ما ستوده نباشد[٣]. و اينك زمان روى تافتن و باز گشت و هنگام فرار نيست. خداوند به ويژه، نعمتى به ما ارزانى داشته كه هرگز از عهده شكرش بر نياييم و قدر آن را در نيابيم: و آن نعمت اين كه بهترين اصحاب و ياران برگزيده محمد با ما هستند و در زمره مايند. به خدايى كه خود به حال بندگان، نيك آگاهست سوگند كه اگر فرمانده ما سياه حبشى دست و پا بريدهاى مىبود[٤]، با آن كه هفتاد تن از بدريان[٥]
[١] متن« فانّه بعد الصّبر ينزل النّصر».
[٢] در قاموس آمده است:« قناصرين، به ضم، جايى است در شام».
[٣] متن« فلا يحمد بنا» و در شنهج( ١: ٤٨٣)[ فلا يجمل بنا از ما نزيبد و نشايد ...].
[٤] متن« حبشيّا مجدّعا» و در شنهج[ رجلا مخدوعا مردى فريب خورده] كه بىگمان تحريف است و وجهى ندارد. اشاره به حديث ابو ذر كه گفت:« دوست محبوبم( رسول اكرم) به من سفارش فرمود كه( در جهاد به امر فرمانده خود) گوش كنم و از او فرمان برم هر چند او بنده سياهى حبشى و دست و پاى بريده باشد»- صحيح مسلم( ٢: ٨٥).
[٥] متن از روى شنهج« البدريّين» كسانى كه در غزوه بدر شركت كرده بودند، در اصل به تحريف[ البدويّين].