دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٠٨ - توضيحى در باره نزول سكينه بر پيامبر
هر كس اين خطاب را بشنود (و آن چيزى را كه از اول آيه ظاهر مىشود ملاحظه كند و آن كراهت و بدى گنج گذاشتن طلا و نقره است كه مانع از انفاق مىباشد.) هر آينه مىداند كه خداى تعالى اراده كرده است در قول خود: وَ لا يُنْفِقُونَها نفقه ندادن هر يك از طلا و نقره را نه نقره تنها و اگر چه ضمير «ها» همين كنايه از نقره است.
پس چون شامل طلا و نقره كرد چيزى را كه در ظاهر به حسب مقال دلالت مىكند بر معنى آنچه در آخر ذكر كرده است، يعنى بدى انفاق نكردن، اكتفا كرد در آخر به ذكر يكى كه آن نقره است از براى اختصار و عدم تطويل در كلام.
و همچنين قول خداى تعالى:
وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها[١]؛ يعنى هر گاه مىبينند تجارتى (يعنى كسى را كه چيزى فروشد) يا لهو و لعب را، به سوى تجارت مىروند و تو را در نماز تنها مىگذارند.
(پس مراد در اينجا اين است كه به سوى تجارت يا لهو مىروند، و حال آنكه ضمير «ها» همين كنايه از تجارت است) پس اكتفا كرده است به كنايه از يكى در مقامى كه مطلب هر دو است، از براى آنكه قرينه بر مراد است و آن اين است كه مقدم داشته ذكر هر دو را و اين دليل بر اين است كه مراد از «ها» كنايه هر دو است نه يكى، پس فرموده است هر گاه مىبينند تجارتى يا لهوى به سوى آن مىروند.
پس ديدن را بر هر يك از تجارت و لهو واقع ساخته است و هر يك از اين دو تا را سبب مشغول شدن به آن چيزى كه واقع شده بر آن ديدن از اين دو تا و غافل شدن از ذكر خداى تعالى و نماز گردانيده است و هر گاه هر دو را مقدم ذكر كرده باشد جايز نيست كه واقع شود اشتباه و توهّم اينكه مراد به «ها» يكى است، زيرا اگر مراد يكى باشد هر آينه كلام از فايده خالى مىشود.
(از براى كلام معنى چنين خواهد بود هر گاه تجارتى يا لهوى را مىبينند به سوى
[١] سوره جمعه، آيه ١١.