دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٠٧ - توضيحى در باره نزول سكينه بر پيامبر
شجاع است و حال آنكه اين معنى آن نيست و كسى لفظ شير را براى آن وضع نكرده) و مجاز را اهل لسان در مواضع مخصوص استعمال كردهاند، و به آن قرآن در اماكن معلوم و محصور آمده است، و ثابت شده است اصلى كه در آن كلام جارى سازند استعاره نيست، و قياس بر آن صحيح نمىباشد.
(يعنى جايز نيست همه جا لفظ مجاز استعمال كنند. و از اينكه در جايى مجاز استعمال شده باشد صحيح نيست جاى ديگر را بر آن قياس كنند و بگويند كه اينجا هم مجاز ارتكاب شده است.) و براى ما جايز نيست كه از ظاهر قرآن و معنى حقيقى الفاظ آن به سوى غير ظاهر و معنى مجازى عدول كنيم، مگر به دليلى كه ما را به آن مضطرّ كند، و نيست دليلى در قول خداى تعالى:
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ تا ما به سبب آن دليل از آن كسى كه كنايه از او واقع نشده است تجاوز كنيم و غير او را هم بگوئيم مراد است.
و جواب ديگر نيز از اين شبهه مىتوان گفت و آن اين است كه عرب اين را استعمال مىكند هر گاه معنى آن معلوم باشد و التباس و اشتباه نباشد. پس در اين وقت به لفظ واحد از دو كس براى اختصار اكتفا مىكند و براى اينكه از وقوع شك و شبهه در كلام ايمن هستند.
و اما وقتى كه مراد ظاهر نباشد و توهّم اين رود كه اگر ضمير مفرد بياورند اشتباه حاصل شود و گمان كنند كه مراد همين يك شخص است نه هر دو. پس اين را استعمال نمىكنند و كسى كه اين را در اين وقت استعمال كند، پيش عرب لغز گو و معمّاگو خواهد بود، نه متكلّم بر طريق متعارف.
آيا نمىبينى كه چون خداى تعالى فرموده است:
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ[١]
[١] سوره توبه، آيه ٣٤.