دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٩١ - فصل ١٨ اشعار على حمانى در تجليل از امامت
فصل ١٨ [اشعار على حمانى در تجليل از امامت]
و مثل اين اشعار است ابيات على بن محمد علوى حمّانى[١] رحمه اللَّه و ابيات اين است:
|
بين الوصىّ و بين المصطفى نسب |
تختال فيه المعالى و المحاميد |
|
|
كانا كشمس نهار في البروج كما |
ادارها ثمّ احكام و تجويد |
|
|
كسيرها انتقلا من طاهر علم |
إلى مطهّرة آباؤها صيد |
|
، يعنى بودند بين نبى و وصى عليهما السّلام مثل آفتاب روز در بروج چنان كه حركت داده است آن را در آنجا احكام و نيكوئى امور، همچنين مثل سير آن انتقال كردند ايشان از صلب طاهر معروف به بطن مطهّر و پاكيزه كه آباء وى همه بزرگان بودند.
|
تفرّقا عند عبد اللَّه واقترنا |
بعد النّبوّة توفيق و تسديد |
|
جدا شدند ايشان از هم نزد عبد اللَّه، زيرا كه او پدر رسول ٦ و برادر وى ابو طالب پدر امير المؤمنين ٧، و باز مقترن شدند با هم بعد از نبوّت در جميع فضائل، و به درستى كه اين نهايت توفيق و تسديد است.
|
و ذرّ ذو العرش ذرّا طاب بينهما |
فانبثّ نور له في الارض تخليد |
|
افشانده است خداى دانه طيّب ميان ايشان پس منتشر شده است از آن نورى كه هميشه باقى است اثر آن در زمين (و اين كنايه است از فاطمه عليهما السّلام)
|
نور تفرّع عند البعث فانشعبت |
منه شعوب لها في الدّين تمهيد |
|
(باز در تعريف آن نور مىگويد:) نورى كه متفرّع شده است نزد بعثت
[١]. ابو الحسين على بن محمد حمّانى كوفى معروف به« أفوه». امام هادى ٧ او را بزرگترين شاعر معرفى كرده و مسعودى در مروج الذّهب او را مفتى و شاعر و مدرّس و زبان گوياى مردم كوفه دانسته است كه در آن زمان احدى از آل على ٧ در كوفه بر او برترى نداشته است. حمّانى عمرى طولانى داشت و در سال ٣٠١ هجرى قمرى چشم از جهان فرو بست.« الغدير» ٣/ ٥٧- ٦٩