دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٦١٥ - فصل ١١٥ مناظره شيخ مفيد با يكى از عباسيان در سامرا
فصل ١١٥ [مناظره شيخ مفيد با يكى از عباسيان در سامرا]
حاضر شد شيخ ابو عبد اللَّه- ادام اللَّه عزّه- در «سرّ من رأى» و جمع شدند نزد او از عباسيّين و غير ايشان جمعى كثير. پس گفت به شيخ- ايّده اللَّه- يكى از مشايخ عباسيين كه خبر ده مرا كيست امام بعد از رسول ٦؟
پس شيخ در جواب به او گفت كه امام بعد از رسول ٦ كسى است كه عباس رحمه اللَّه دعوت كرد او را به اينكه دراز كند دست خود را از براى اينكه عباس بيعت كند با او در حرب آنكه او حرب كند و بر صلح آنكه او صلح كند.[١] پس گفت به شيخ آن مرد عباسى كه كيست آنكه دعوت كرد او را عباس به آنچه تو مىگوئى؟
پس شيخ گفت: او امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ است در وقتى كه گفته است به او ٧ عباس در روزى كه قبض روح مطهر مقدس رسول ٦ شده كه بگشا دست خود را اى پسر برادر من كه بيعت كنم با تو. پس بگويند مردم كه عم رسول ٦ بيعت كرد با پسر عم رسول اللَّه ٦ تا مخالفت نكنند با تو هيچ كس.
و به درستى كه اتفاق كردند بر نقل اين روايت اهل نقل.[٢] پس گفت به شيخ- ايّده اللَّه- از اهل آن مجلس شيخى از فقها بلد كه در اين صورت چه بود جواب امير المؤمنين ٧ به عباس؟
شيخ گفت كه جواب امير المؤمنين ٧ اين بود كه گفت به عباس:
«قال رسول اللَّه ٦ عهد الىّ أن لا ادعو احدا حتّى يأتونى و لا اجرّد سيفا حتّى يبايعونى و مع هذا فلى برسول اللَّه شغلى.»
[٣]
[١].« أنساب الاشراف» ٢/ ٢٦٥
[٢]. همان مأخذ
[٣].« اسرار آل محمد ٦» ص ٢٠٥- ٢٠٦ و ٢٢٧