دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٦٠٣ - فصل ١١٢ مناظره يك مرد شيعى با رمانى معتزلى در باره فدك - مناظره شيخ مفيد با رمانى معتزلى
گفت ابو بكر. پس اگر ابو بكر نزد امير المؤمنين ٧ امين و صادق و عادل نمىبود هر آينه آن حضرت ٧ ترك نمىكرد قسم دادن او را در حديث و حكم به راستى او نمىكرد و ممتاز نمىگردانيد او را از مردم ديگر در قسم دادن به ايشان در روايت حديث و قسم ندادن به ابو بكر. و اين دلالت مىكند بر آنچه شما دعوى مىكنيد كه ابو بكر افترا كرده در آن حديث كه مذكور شد بر پيغمبر، باطل و فاسد است.
پس من گفتم به او اولا اينكه تو ترك كردى استدلالى كه بر آن در ابتداء اعتماد داشتى در وقت بحث با اين مرد شيعه و حواله كردى ما را بر چيزى كه نشنيده بوديم از تو بلكه بحث ما با تو در آن استدلال بود كه پيش از اين مىكردى. ليكن ما با تو در اين باب مضايقه نمىكنيم و در چيزى كه الحال اعتماد بر آن مىكنى گفتگو مىكنيم.
به درستى كه تو مىدانى هر عاقلى كه مذاهب را مىشناسد و اخبار و روايات را شنيده اينكه طايفه شيعه روايت نكردهاند اين حديث را كه تو روايت كردى از امير المؤمنين ٧ بلكه گواهى دادهاند بر فساد اين حديث و كذب راوى آن[١] و روايت نكرده اين حديث را مگر بعضى از سنيّان و تسليم نموده آن را كسى كه گرويده است به امامت ابو بكر نه ديگرى. پس اگر لازم باشد بر شيعه قبول حديثى كه همين سنيان روايت آن كرده باشند، لازم خواهد بود بر سنيان قبول حديثى كه همين شيعيان روايت آن كرده باشند. اگر انصاف و عدل منظور باشد بنا بر اين بر تو لازم است كه اعتقاد كنى گمراهى و ضلالت هر كسى را كه شيعه از حضرت پيغمبر و امير المؤمنين و ائمه عليهم السّلام روايت كرده گمراهى و ضلالت آن كس را و اگر قبول نكنى از شيعه روايتى را كه متفرد باشند طايفه شيعه به نقل آن پس چگونه جايز مىدارى كه ايشان اقرار كنند و قبول نمايند از تو حديثى را كه همين سنيان راوى آن باشند. اگر نه زور باشد و قطع از انصاف كنى.
با آنكه آنچه اقرب به حقّ است در اين مقام آن است كه برابرى كند با يك ديگر
[١]. ر. ك:« مسند احمد حنبل» ١/ ١٨ حديث شماره ٥٧