دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٢٠ - آب دادن امام حسن ع به عثمان هنگام محاصره
أمير المؤمنين ٧ رغبت نموده به امر خلافت، تا آنكه رفتند مردم به جانب آن حضرت از روى طوع و رغبت.
و ديگر چگونه طلحه و زبير به جبر و اكراه با آن حضرت بيعت نموده باشند و حال آنكه همگى روايت كردهاند كه آن حضرت به طلحه و زبير، گفت:
«امددا ايديكما أبايعكما فانّنى أكون لكما وزيرا خير من ان اكون لكما أميرا»
[١]؛ يعنى اگر دراز كنيد دستهاى خود را تا من بيعت كنم با شما و شما خليفه باشيد به درستى كه اگر من وزير شما باشم بهتر است از براى شما از اينكه أمير شما باشم.
و اما طلب كردن طلحه و زبير از أمير المؤمنين ٧ اينكه خلع نفس خود كند از خلافت و امر خلافت را به مشورت قرار دهد. پس به درستى كه نمىرسيد ايشان را اين تكليف به حضرت ٧؛ زيرا خلافت آن حضرت منعقد شده بود به بيعت مهاجران و انصار و طلحه و زبير.
و مذهب سنّيان آن است كه هر گاه اهل حل و عقد بيعت كنند از روى طوع و رغبت بر كسى به امامت، واجب مىشود بر همه مردم اطاعت به آن كس. و بنا بر مذهب شيعه ظاهر است كه به طلحه و زبير نسبت نداشت تكليف مذكور به أمير المؤمنين ٧ زيرا امامت كه أمير المؤمنين داشت به نص خدا و رسول بود.
[آب دادن امام حسن ع به عثمان هنگام محاصره]
و اما سخن ابراهيم كه أمير المؤمنين كشت عثمان را و بود آن حضرت ٧ تار و پود معامله قتل عثمان و قاتل عثمان سزاوار امامت مردم نيست. پس به درستى كه مىداند هر كه اخبار و روايات شنيده اينكه أمير المؤمنين ٧ حاضر نبود در وقت قتل عثمان و فرستاد آن حضرت ٧ پسر خود امام حسن را به سوى عثمان در وقتى كه مردم منع آب مىكردند از عثمان تا اينكه امام حسن ٧ آب دهد به او.[٢] و به درستى كه طلحه و زبير در ميان تابعان خود و جمعى از مهاجران و انصار
[١]« أنساب الاشراف» ٣/ ١١،« تاريخ الطبرى» ٥/ ٢٠٥.
[٢] ر. ك:« تاريخ الطبرى» ٥/ ١٧٧ ذيل حوادث سال ٣٥.