دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٧٣ - فصل ٧٤ مناظره در باره علم امام صادق ع
بيرون كردن امامان كه نام بردى از جمله اهل علم و زايل كردن معرفت از ايشان و ساقط كردن سخن آنكه گويد ايشان از اصحاب فتوى بودند.
و حال آنكه علم ضرورى حاصل است از براى هر كه اخبار و روايات شنيده به خلاف اين يعنى علم يقينى دارد كه ايشان عليهم السّلام از بزرگان اهل فتوى بودهاند.
و اين برگردانيدن كه گفتم آن است كه اگر چه ما دروغ مىگوئيم در نسبت دادن علم چند كه به ايشان نسبت داديم. اما ناچار است از براى ايشان عليهم السّلام از سخنى چند در فتواى مسائل كه متضمن باشند بعضى آنچه را كه ما روايت كردهايم از ايشان.
پس چيست حال ما، بلكه چيست حال شما اى گروه ناصبى كه نمىدانيد مذهبهاى ايشان را كه موافق واقع است دانستنى ضرورى هم چنان كه مىدانيد مذهبهاى فقهاى حجاز و عراق را و آن جماعتى را كه نام بردى از فقهاى بلاد. پس اگر گوئى من نمىدانم از براى ايشان عليهم السّلام در فتوى مذهبى غير از آنچه تو حكايت كردهاى از ايشان عليهم السّلام دانستن ضرورى. با آنكه ما يقين مىدانيم تو دروغ مىگوئى در اين سخن در اين هنگام فرقى نخواهد بود ميان ما و تو؛ زيرا ما دعوى مىكنيم كه مىدانيم راستى آنچه حكايت كردهايم از ايشان عليهم السّلام دانستن ضرورى و تو و اصحاب تو مىدانيد راستى ما را در اين حكايت. ليكن مكابره مىكنند و تو چنين دعوائى مىكنى. پس ما و تو برابر شديم و تو را برما زيادتى و غلبه در بحث نيست. و اين بيانى كه من كردم سخنى است كه خلاصى از او ميسر نيست.
پس گفت آن معتزلى كه به واسطه آن نمىدانيم مذهبهاى ايشان را در فتوى پس اختيار كردهاند از مذاهب صحابه پيغمبر و تابعين و پراكنده شده است همگى مذاهب ايشان در مذاهب فقهاى ديگر اين است كه ما به علم ضرورى نمىدانيم كه ايشان عليهم السّلام چه مذهب داشتهاند.
پس من گفتم: اين معنى بعينه موجود است در مذهب مالك و ابو حنيفه و شافعى