دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٧٢ - فصل ٧٤ مناظره در باره علم امام صادق ع
فصل ٧٤ [مناظره در باره علم امام صادق ع]
گفت شيخ- ادام اللَّه عزّه- گفت به من روزى بعضى از معتزله اگر آنچه دعوى مىكنيد شما از علمى كه نسبت مىدهيد به جعفر بن محمد و پدر او و پسر او عليهم السّلام حق باشد و شما راستگو باشيد در اين حكايت از ايشان، هر آينه لازم است واقع باشد از براى ما كه مخالفين شمائيم علم ضرورى به راستى سخن شما، به حدى كه شك نكنيم در آن همچنان كه واقع است از براى شما علم ضرورى به راستى سخن ما كه حكايت مىكنيم از ابو حنيفه و مالك و شافعى و داود و غير ايشان از فقهاى بلاد، به اين روش كه روايت كردهاند از براى ما اصحاب اين علما از ايشان.
پس چون به يقين نمىدانيم ما راستى آنچه شما دعوى مىكنيد با آنكه مىشنويم خبرهاى شما را از ايشان و به طول كشيده همنشينى ما با شما دلالت مىكند بر آنكه شما دروغ مىگوئيد در نسبت دادن اين علم به ايشان؛ و ديگر چيست حال جماعتى كه شمرديم از فقهاى بلاد كه شايع شده از ايشان سخن در فتواى شيوعى كه مانع است از شك در نسبت مذاهب به ايشان.
و حال آنكه امامان شما با آنكه عظيمترند به حسب قدر از فقهاى ما و بزرگترند به حسب منزلت خصوصا با آنچه اعتقاد داريد شما در ايشان از معصوم بودن و بلندى مرتبه و فضيلت بر جميع خلايق و امتياز از خلايق به معجزات و آنچه مخصوصند به آن از جانشينى پيغمبر ٦ و واجب بودن طاعت ايشان بر جنّ و انس. سخن ايشان چنان شيوعى ندارد كه مانع باشد از شك كردن كه آيا ايشان گفتهاند يا نه، به درستى كه اين منعى بسيار عجيب است.
گفت شيخ- ادام اللَّه عزّه-: گفتم من به آن شخص معتزلى، به درستى كه جواب از اين سؤال تو بسيار نزديك است به عقل، ليكن من برمىگردانم سخن تو را كه به من اعتراض كردى بر تو برگردانيدنى كه ميسر نباشد تو را خلاصى از آن مگر به