دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣١٦ - بررسى آيات متعه
جواب گفتم كه «استمتاع» اگر چه در اصل به معنى «التذاذ» است ليكن هر گاه تعليق كرده شود به ذكر نكاح و اطلاق كرده شود بىتقييدى اراده كرده نمىشود مگر نكاح متعه؛ زيرا اين اسم در شريعت و متعارف اهل آن علم شده است براى اين نكاح.
آيا نمىبينى اگر بگويد كسى نكاح كردم ديروز زنى را به طريق متعه با اين زن نكاح من او را و عقد من براو براى متعه است يا اينكه فلانى حلال كرده است نكاح متعه را فهميده نمىشود از قول وى مگر نكاحى كه شيعه به آن رفتهاند و اگر چه متعه و التذاذ گاه مىباشد به وطى كنيزان و زنان دائمى. چنان كه وطى در لغت سائيدن و ماليدن باطن قدم است به چيزى بر سبيل اعتماد و استقرار بر آن.
و حال آنكه اگر بگويد كسى كه وطى كردم كنيزم را يا كسى كه وطى كند زن غير را زنا كرده است. يا فلانى وطى مىكند زنش را در حال حيض فهميده نمىشود از اين در شريعت چيزى غير از دخول نه وطى قدم. و همچنين «غايط» در لغت چيزى است كه بالا رفته باشد و بعضى گفتهاند چيزى است كه پائين آمده باشد.
و حال آنكه اگر كسى بگويد كه آيا جايز است كه اتيان كنم به غايط بعد از آن وضو نگيرم و نماز كنم. يا بگويد فلانى اتيان كرد به غايط و استبراء نكرد فهميده نمىشود از قول وى مگر حدث معلومى كه واجب مىشود از آن وضو و همچنين امثال اينها از آنچه در لغت معنى دارد و در شرع معنى ديگر.
و هر گاه بوده باشد امر چنان كه ذكر كرديم ثابت مىشود اطلاق لفظ «متعه» واقع نمىشود در شرع مگر بر نكاح كه ذكر كرديم. و اگر چه استمتاع در اصل لغت به معنى التذاذ است چنان كه مذكور شد.
پس اعتراض كرد بر من قاضى ابو محمد بن معروف، و گفت: اين استدلال واجب مىسازد بر تو قول به اينكه خداى تعالى حلال نكرده است به اين آيه غير نكاح متعه را؛ زيرا چيزى ديگر غير از آن مذكور نيست در اين آيه و اجماع بر آنكه اين آيه شامل تحليل نكاح دوام نيز هست دليل است بر بطلان آنچه تو اعتماد