دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣١٧ - بررسى آيات متعه
كردى بر آن؟ جواب گفتم كه وارد نمىآيد اين كلام بر اصل استدلال و لازم ندارد معتمد من آنچه را لازم آوردى تو بر من زيرا اقوال خداى تعالى كه فرموده است:
وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ[١]؛ يعنى حلال كرده است خدا براى شما غير اين زنان را كه صرف كنيد اموال خود را براى ايشان در حالى كه عفيف باشيد و زنا نكنيد.
شامل هر مناكحى كه مخالف زنا باشد هست في الجمله و داخل است در آن نكاح دائمى و كنيز و متعه و بعد از آن مخصوص شده است نكاح متعه به قول وى كه فرموده است:
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً[٢]؛ يعنى پس هر كه استمتاع كنيد به وى، بدهيد به او اجرتش را.
و اين مثل اين است كسى بگويد حرام كرده است خداى تعالى بر تو فلان طايفه را از زنان و حلال كرده است براى تو غير ايشان را.
پس اگر متعه كنى زنى را از آن زنان حلال حكم فلان و فلان است و اگر نكاح دائمى كنى حكم فلان و فلان است.
پس ذكر مىكنيد براى او آن جمعى را كه حلالاند مجملا و بيان مىكنيد نكاح بعضى از ايشان را چنان كه خودشان را ذكر مىكنيد، بعد از آن بيان مىكنيد براى او نكاح ايشان را جميع و ديگر بحثى نكرد قاضى بر من.
شيخ- ادام اللَّه عزّه- مىفرمايد: حاضر بودم در مجلس شريف ابو الحسن احمد بن قاسم محمدى رحمه اللَّه و حاضر بود ابو القاسم داركى. پس پرسيد مردى از شيعه از ابو القاسم: چه چيز است دليل بر تحريم نكاح متعه؟ او استدلال كرد به قول خداى تعالى:
وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ
[١] سوره نساء، آيه ٢٤.
[٢] سوره نساء، آيه ٢٤.