پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٠٨ - برخورد ناگهانى اثال بن حجل با پدرش
من، كه هماره عراق را بر شام پيروز مىخواهم[١]، مىخواستم با اين اقدام بدان امر تحقّق بخشم.
مردم عراق گفتند: اينك كه جنگ شدّت يافته است مبارزان دستخوش سستى و كندى شدهاند، و گفتند: كدام جوانمرد است كه راه خدا را در پيش گيرد؟ و آن كس كه راه خدا را برگزيد[٢]، من بودم.
سر در طبق اخلاص نهادم و چيزى جز مرگ نمىخواستم و هر آن سر انجامى را كه نيكان مىبينند به خوبى مىديدم[٣].
ناگهان شهسوارى از ميان گرد و غبار ميدان، چون نخلى كهنسال، قامت برافراشت.
نخست حجل مرا به زير ضربت نيزه گرفت و من در حمله به او پيشدستى نكردم.
سپس با ناوك نيزه خود[٤] كه همچون نيزه او سر به عيّوق مىزند، ضربه او را تلافى كردم[٥].
خداوند شكوهمند توانا را به چنان سپاسى سپاسگزارم كه بر توفيقم بيفزايد.
ضربت نيزه من موجب قتل او نشد و به قدر چيدن خرمايى[٦] گزندش نرساند.
بدان پير گفتم من در زمانه بر خورش و پرورش نيكو و نعمتهايى كه تو به من ارزانى داشتهاى ناسپاس نبودهام[٧]، و اين همه (تلاش من نيز) جز از آن رو نيست كه مىترسم تو به دوزخ روى، پس با من مخالفت مكن و با من همفكر شو.
او نيز به من همين گفت و در ظلمات جهل نهان شد، و من به سوى موكب نور بازگشتم.
[١] متن از روى شنهج« على الشّام» و در اصل[ من الشام].
[٢] متن« اخذت الطّريق» و در شنهج، در يك نسخه[ يسلك الطريق آن راه را مىپيمايد] و در نسخهاى ديگر[ سلكت الطريق آن راه را پيمودم].
[٣] متن« ارى كلّ ما يرون دقيقا» و در شنهج[ ارى الاعظم الجليل دقيقا خداى شكوهمند بزرگ را به نيكى مىديدم].
[٤] متن از روى شنهج« عالية الرّمح» و در اصل[ ببادرة الرمح].
[٥] متن« فتلافيته» و در شنهج[ فتلقيته].
[٦] متن به تصحيح قياسى« ثقروفا» و در اصل[ لم اكن مفروقا] و در شنهج تمام بيت چنين آمده:[ اذ كففت السنان عنه و لم ادن فتيلا ابى و لا ثقروفا] كه درست آن بايد[ ... منه ...
و لا ثقروفا] باشد.
[٧] متن« لست اكفرك الدّهر» و در شنهج[ لست اكفر نعماك].