پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٢٨ - نامه على به معاويه
شهادتى كه ايشان در ركاب پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم، چندين بار پذيرا بودند و بدان نايل آمدند، جز آنكه مهلت آنان زودتر فرا رسيد و مرگ اين يك (كه نامش را نمىبرم) به تأخير افتاد. و خدا ايشان را غريق احسان خويش كرد و به سبب اعمال صالحانهاى كه از پيش تقديم داشتند بر ايشان منت نهاد. و هرگز نشنيدم و نديدم كه در ميان آنان كسى خدا را در فرمانبردارى از پيامبر او، نيكخواهتر، و پيامبرش را در فرمانبردارى از خدا گوش به فرمانتر، و در محنت و سختى و به گاه شدّت خطر بردبارتر، و در جايگاههاى ناگوار به همراهى با پيامبر صلى اللّه عليه و آله از آنان كه براى تو نام بردم شكيباتر بوده باشد. مهاجران را نكوييهاى بسيار بود كه مىدانيم[١]، خداوند بسى بهتر از اعمال نيك آنان بديشان پاداش دهاد. تو از رشك بردن من بر خلفا و تأخيرم از (بيعت با) آنها و گردنكشى من بر ضد ايشان سخن گفتى. اما (درباره) گردنكشى، پناه بر خدا اگر هرگز چنان بوده باشد، و اما تأخير من در موافقت با ايشان و ناخوشايندى از كار آنان، من در اين مورد از كسى پوزش نمىخواهم (و نياز به عذر آورى ندارم)، زيرا چون خداوند، كه يادش شكوهمند است، جان پاك پيامبرش صلى اللّه عليه و سلم را باز گرفت، قريش گفتند: امير از ما بايد، و انصار گفتند: امير از ما باشد. سپس قريش (به استدلال) گفتند: محمد، پيامبر خدا صلى اللّه عليه و سلم از ما است پس ما بدين فرماندهى سزاوارتريم، و بر اثر آن انصار اين حق را براى آنها شناختند و ولايت و سلطنت را به ايشان سپردند. اگر آنان حق خود را به مناسبت پيوندى بيش از انصار با محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم مطالبه مىكردند، در واقع نزديكترين مردم به محمد صلى اللّه عليه سزاوارتر از همه آنها بود. وگرنه انصار را در ميان عرب نصيبى بيشتر در حكومت بود. (به هر تقدير) نمىدانم آيا صحابه
[١] متن« خير كثير نعرفه» و در شنهج( ٣: ٤٠٩)[ خير كثير يعرف خير بسيارى كه همگان مىشناسند و مىدانند].