پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧١٦ - ظهور فرقه محكمه
اينان مؤمن نيستند چه اگر مؤمن بودند به كتاب و پيامبرم رضايت مىدادند.
سپس (اين آيه را) فرستاد:
إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
به راستى گفته مؤمنان، چون ايشان را به سوى خدا و پيامبرش خوانند كه ميانشان حكم كنند، اين باشد كه گويند: شنيديم و فرمان برداريم، و رستگاران به حقيقت هم اينانند[١].
يعنى آنان به حقيقت ايمان و صلح راه برده بودند. پس امير مؤمنان، على بعد از استوار شدن پيمان و تعيين ضرب الاجل، جز خوددارى (از جنگ) و رضايت به داورى دو تن بر اساس كتاب- در اختلاف ميان بندگان خدا- بر اساس آنچه خدا فرستاده و پيامبرش سنّت نهاده است، چارهاى نداشت. البته بايد (اين تفصيل را) حاضران به غايبان باز گويند و راه حقدار را از راه باطل گراى باز شناسانند. هلا، كه بر مؤمن غايب نشايد (بدون آگاهى از تفصيل واقعه) به رضايى (چون رضاى فردى) گمراه[٢] يا كوردلى[٣] هدايت نيافته تن سپارد، پس امير مؤمنان هر كس را، به اسم، نام برد تا (مطالعه) پيماننامه او را به نوبه خود مطمئن سازد[٤].
[ظهور فرقه محكّمه]
راوى گويد:
خوارج نيز از هر كران بانگ برآوردند: لا حكم الّا للّه- داورى جز خدا نباشد، ما خرسند نيستيم كه مردان در
[١] النور، ٥١
[٢] عبارت متن چنين است« ألا يغير بمؤمن غائب برضا غوىّ أو عم»؟!( ترجمه قياسى است، و ظاهرا مراد آن است كه مؤمنان غايب نبايد كوركورانه تن به اين پيماننامه سپارند بلكه با روشنبينى و آگاهى از حكمت قرآنى آن، كه« اوفوا بالعهود» است و التزام داوران به حكم قرآن و ديگر تفصيلاتى كه پيمان را ايجاب كرده، آن را بپذيرند.- م.)
[٣] متن« او عم» و در اصل[ او عمى].
[٤] متن« حتّى يقرّه الكتاب» و در اصل[ يفرده الكتاب]( مراد اينكه پيماننامه را ببيند و بخواند و بخوبى از آن آگاه و مطمئن شود و دلش بدان قرار گيرد.- م.)