پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٠٤ - صورتى ديگر از سند پيماننامه داورى
را كه (او مىخواهد و) دستورت مىدهد بنويس، بىگمان تو را نيز چنين وضعى پيش آيد و چنين گذشتى خواهى كرد و مظلوم واقع خواهى شد.» نصر، از عمر بن سعد كه گفت: ابو اسحق شيبانى به من گفت:
من آن پيماننامه صلح را كه بر كاغذى زرد نگاشته شده و دو مهر، يكى بر بالا و ديگرى بر پايين آن زده شده بود، نزد سعيد بن ابى برده ديدم و خواندم.
در مهر على «محمّد رسول اللّه» و در مهر معاويه نيز «محمّد رسول اللّه» نقش بسته بود.
هنگامى كه على مىخواست آن پيماننامه را ميان خود و معاويه و شاميان بنگارد به او گفتند: آيا اقرار مىكنى كه آنان مؤمن و مسلمانند؟ على گفت: من به اينكه معاويه و يارانش مؤمن و مسلمانند اقرار نمىكنم ولى معاويه هر چه بخواهد مىنويسد و به آنچه خود و يارانش بخواهند اقرار مىكند و خود و يارانش را به هر نام كه خواهد مىنامد. پس نوشتند:
صورتى ديگر از سند پيماننامه داورى
«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم. اين (پيمان) به خواست علىّ ابن ابى طالب و معاوية بن ابى سفيان فراهم آمد. علىّ ابن ابى طالب بر مردم عراق و مؤمنان و مسلمانانى كه همراه و پيرو اويند حكمرواست، و معاوية بن ابى سفيان فرمانرواى مردم شام و مؤمنان و مسلمانانى است كه پيروان و همراهان اويند.
- ما سر تعظيم به فرمان خدا و كتاب او فرود مىآريم و بدان گردن مىنهيم كه هيچ چيزى جز آن ميانه ما را گرد نياورد، و بر اين اتّفاق داريم كه تمامى كتاب خدا از آغاز تا پايانش ميانه ما و شما[١] باشد، آنچه را قرآن زنده كرده است زنده مىداريم و آنچه را قرآن ميرانده است
[١] در متن چنين است« و انّ كتاب اللّه بيننا و بينكم من فاتحته الى خاتمته». ظاهرا اين ضمير جمع مخاطب، متوجه تمامى مسلمانان اعم از حاضر و غايب و نيز خطاب هر يك از طرفين به طرف ديگر است.- م.