پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٠٣ - اختلاف هنگام نگارش پيمان
اميدوارم خداوند (نتيجه اين تباهيها را) بر تو و يارانت آشكار كند.
راوى گويد:
گروهى بيامدند كه شمشيرهاى آخته خود را بر شانه نهاده بودند و گفتند: اى امير مؤمنان هر چه خواهى به ما بفرماى[١]. ابن حنيف[٢] به ايشان گفت: اى مردم كج انديشى خود را محكوم كنيد (و بر ما گمان خطا نبريد)، به خدا سوگند، ما به روز (صلح) حديبيه با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه بوديم و اگر جاى جنگ بود بىگمان مىجنگيديم. اين صلح نيز از نوع همان صلحى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه بدان مصالحه فرمود.
نصر، از عمر بن سعد، از محمد بن اسحاق، از بريدة الاسلمى[٣]- يعنى ابن ابى سفيان- از محمد بن كعب قرظى، از علقمة بن قيس نخعى كه گفت:
على هنگام نوشتن صلحنامه، بدان روز كه با معاويه مصالحه كرد، اشتر را براى نگارش بخواست. كسى گفت: خود صلحنامه ميان خويشتن و معاويه را بنويس. (على) گفت: به خدا سوگند كه من خود به دست خويش صلحنامه حديبيه را نگاشتم و نوشتم «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» و سهيل گفت: من بدين راضى نيستم، بنويس: «باسمك اللّهمّ- به نام تو، بار پروردگارا». و سپس نوشته شد: «اين صلحنامهايست كه محمّد، پيامبر خدا و سهيل بن عمرو بر آن اتفاق كردند»، (ولى سهيل به پيامبر) گفت: اگر من گواهى مىدادم كه تو پيامبر خدايى ديگر با تو نمىجنگيدم. على (به دنبال اين نقل افزود و) گفت: من از اين سخن به خشم آمدم و گفتم: آرى به خدا سوگند كه هر چند تو را ناخوش آيد، او به راستى پيامبر خداست. آنگاه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله (خطاب به من) فرمود: «همان
[١] يعنى اگر بر سر اين عنوان بايد جنگيد به ما بفرماى كه جنگ را از سر گيريم.- م.
[٢] مراد سهل بن حنيف است.- م.
[٣] وى غير از آن بريدة الاسلمى است كه شرح حالش در صفحه ٧٠٠ گذشت. در تهذيب التهذيب شرح حال اين بريدة بن سفيان آمده است.