پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٩٢ - رضايت قاريان شام و عراق به داورى قرآن
سطحى و كند ذهنش يافتهام، وى خود از يمن است و قومش با معاويه هستند. و راستى را كه تو با مردى تيز هوش و گرانسنگ مواجه هستى، مردى كه با خدا و پيامبرش جنگيده است، حريفى كه در خور آن قوم باشد كسى است كه چنان (از دام نيرنگ آنان) دور بماند كه گويى بر ستارگان مأوى گزيده و چنان (به كاردانى و دوستنمايى و دانستن اسرار) نزديكشان باشد كه گويى در كف آنان قرار گرفته است. پس مرا بفرست كه به خدا سوگند هيچ عهدى بر من نبندند مگر آن كه من عهدى استوارتر از آن به سود تو بر آنان بندم. اگر گويى من از اصحاب پيامبر خدا صلّى اللّه عليه نيستم، پس يكى از اصحاب پيامبر خدا صلّى اللّه عليه، غير از عبد اللّه ابن قيس[١] را بفرست و مرا نيز همراه او گسيل دار. على گفت: اينان عبد اللّه بن قيس را علم كرده و نزد من آوردهاند و گفتهاند[٢]: اين را بفرست كه ما بدو رضايت دادهايم، و خداوند خود امر خويش را خواهد راند.
و آوردهاند كه:
ابن كوّاء حضور على به پا خاست و گفت: اين عبد اللّه بن قيس نماينده اهل يمن به پيشگاه پيامبر خدا صلى اللّه عليه، و متصدّى تقسيم غنايم از جانب ابو بكر، و كارگزار عمر است، و [مردم بدو رضايت دادهاند و] ما عبد اللّه بن عباس را به ايشان پيشنهاد كرديم ولى ادّعا كردند كه او با تو نسبت خويشاوندى دارد و به طرفدارى در كار تو متّهم است.
اين مراتب به آگاهى شاميان رسيد، و ايمن بن خريم اسدى كه از معاويه كناره گرفته و آرزومند بود اين كار به سود عراقيان تمام شود، ابيات زير را فرستاد.
|
لو كان للقوم رأى يعصمون به[٣] |
من الضّلال[٤] رموكم بابن عبّاس ... |
|
[١] عبارت« غير از عبد اللّه بن قيس» در شنهج نيامده است.
[٢] متن از روى شنهج« فقالوا» و در اصل[ فقال].
[٣] متن از روى شنهج و در اصل[ يعظمون به].
[٤] متن از روى شنهج و در اصل[ بعد الخطار].