پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٤٠ - معاويه و ابيات عمرو بن اطنابه
خسته و دلزده به نظر مىآمدند. (اما) على روز را بىملال آغاز كرد و كسان را بسيج فرمود كه مىخواست بر سر شاميان در لشكرگاهشان بتازد.
معاويه و ابيات عمرو بن اطنابه
معاويه گفت: (در آن هنگامه) من يال اسبم را گرفتم و پا در ركاب نهادم[١] ولى ابيات عمرو بن اطنابه را به ياد آوردم كه گويد:
|
أبت لى عفّتى و ابى بلائى |
و اخذى الحمد بالثّمن الرّبيح ... |
|
دامن پاك و آزمون بزرگ و دلبستگى من به ستودگى و كسب بهايى سودآور مانع گريز من شد.
(و سبب شد) خويشتن را به آنچه ناخوشايند نفس آسوده طلب است وا دارم[٢] و ضربه بر سر قهرمان سرفراز فرود آرم.
هر چه دلم استوار و استوارتر مىشد با خود مىگفتم: پايدارى كن كه (يا به مقاومت) ستوده و نامدار شوى يا (با پيروزى) به آسودگى رسى.
از اين رو به قرارگاه خود بازگشتم و خير دنيا نصيبم آمد (و كامروا شدم).
على چون آهنگ نبرد مىكرد تهليل و تكبير[٣] بر زبان مىراند و مىگفت:
|
من اىّ يومىّ من الموت افرّ |
أيوم ما قدّر أم يوم قدر؟. |
|
به كدامين دو روز خويش از مرگ بگريزم؟ آن روز كه مرگ مقدّر نشده
[١] متن« و وضعت رجلى فى الرّكاب» و در امالى، قالى( ١: ٢٥٨)[ فى الركاب يوم صفّين غير مرّة به روز صفّين چندين بار پا در ركاب نهادم( كه بگريزم)]. براى آگاهى از اين ماجرا- الكامل، ٧٥٣ و عيون الاخبار( ١: ١٢٦) و مجالس، ثعلب، ٨٣ و معجم المرزبانى، ٢٠٤ و ديوان المعانى( ١: ١١٤) و نخستين قطعه حماسة البحترى كه ابيات عمرو بن اطنابه را آورده و لباب الآداب، ٢٢٣- ٢٢٤
[٢] متن« و اجشامى على المكروه نفسى» با توجه به نزديكترين روايت از مآخذ پيشين كه روايت مبرد است، و در اصل[ و اعظامى على المكروه ...] و در عيون الاخبار و لباب الآداب و اللسان( ٣: ٣٣١)[ و اقدامى] و در معجم المرزبانى[ و اكراهى] و در امالى[ و اعطائى على اعدام مالى].
[٣] تهليل: گفتن لا اله الا اللّه، و تكبير: گفتن اللّه اكبر باشد.- م.