پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥١٣ - صحنهاى از پيكار صفين
با شمشيرهاى آخته خويش بر ما تاختهايد و چون وردان[١] هجوم آرد قنبر[٢] به هماورديش پيش آيد.
گاه فوجهاى شما هجوم آورند و گاه فوجهاى ما با نيزه و ديگر سلاحهاى خويش حمله كنند، بدين روز كه برخورد بين دو سپاه واقع شد[٣] ضربات جانشكار مبادله شد و معركههاى[٤] خونبار بهپاشد.
و مرّة بن جنادة العليمى گفت:
|
للّه درّ عصابة فى مأقط |
شهدوا مجال الخيل تحت قتامها ... |
|
خدا حفظ كند گروهى را كه در صحنه پيكارى گران شاهد تاخت و تا زخيل سواران آهن پوش هستند.
شيرانى را ديدند كه به هنگام رزم از بيشهزارها[٥] هجوم آوردند كه كس به گردشان نرسد.
بر دوخته چشمانى كه چون آهنگ رزم با آنان كنى جملگى سواره به تك به استقبال مرگ مىتازند.
چون صفشان از هم بگسلد، بر برادران به خاك افتاده خويش بيتابى نمىكنند.
نيزه به كف، بر اسبان بادپاى موج سپار سوارند و چهار نعل صحنه نبرد را در مىنوردند.
و نيز عليمى گفت:
|
يا كلب ذبّوا عن حريم نسائكم |
كما ذبّ فحل الشّول بين عشارها ... |
|
اى (قبيله) بنى كلب از حريم زنان خويش دفاع كنيد چنان كه كژدم نر از ماده باردارش دفاع مىكند.
[١] وردان، غلام عمرو بن عاص.- ص ٥٧
[٢] قنبر، غلام امير مؤمنان عليه السلام- پا برگ ص ٦٨
[٣] متن از روى شنهج« اذا ما التقوا يوما» و در اصل[ اذا ما التقوا حربا].
[٤] متن از روى شنهج« فى المعارك» و در اصل به تحريف[ فى المبارك].
[٥] متن به تصحيح قياسى« تذبّ عن آجامها» و در اصل به خطا[ يذبّ عند اجامها].