پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥١٤ - صحنهاى از پيكار صفين
بيتابى نكنيد كه جنگها جرعههاى تلخى هستند كه هر كس بدانها دچار شود طعم گزنده آنها را بچشد.
على با گروه زبده جوانانى بر شما تاخته است كه تا بن دندان مسلح شدهاند.
سواران پيكار جوى ايشان چون به جنگ خوانده شوند همچون شيران بيشه به نبرد شتابند.
بى بيم و هراس در زمره ياران خويش با شمشيرهاى آبدار، آسوده به انتظار فرمان نشستهاند[١].
و سماك بن خرشة الجعفى[٢]، از سپاهيان على گفت:
|
لقد علمت غسّان عند اعتزامها |
بأنّا لدى الهيجاء مثل السّعائر ... |
|
آنگاه كه (قبيله) غسّان عزم ميدان كردند دانستند كه ما به راستى هنگام جنگ چون شرارههاى آتشيم.
سوارانى كه به هر دو دست شمشير زنيم و سالارانى پيشتاز كه يال اسبان را گلگونه سازيم.
جوانمردانى كه روز تنگنا، براى آنان وجود و مفهومى ندارد، نيزه زنان دلير به روز جنگ و كشتار.
چون جنگ درگيرد و دامنهاش گسترده شود، ما را بينى كه به ميدان رزم چون شيران ژيان[٣] باشيم.
هيچ قبيلهاى را نديديم كه مانند ما، و بدان روز كه مكنف و ابن عامر را كشتيم، دشمن را بتاراند.
بر ما هجوم آورد و بدانگاه كه زمين زير سم اسبان مىلرزيد، هنگام شمشير زدن سختكوشى كرد.
آن روز كه با تيغهاى آبدار با يك ديگر برخورد كرديم ايشان در حريم شهرهاى خود با ما درگير شدند.
[١] اين قطعه در شنهج نيامده است.
[٢] سماك:( بر وزن كتاب) چنان كه در قاموس و الاصابة آمده است، و خرشة: به فتح اول و دوم و سوم. دو تن از اصحاب به نام سماك بن خرشة خوانده مىشدند و تفاوت آنان در كنيه ايشان بود. كنيه يكى ابو دجانه است كه در صفّين حضور نيافته ولى آن ديگرى در صفّين حضور داشته است.- الاصابة، ٣٤٥٨
[٣] متن به تصحيح قياسى« الضباطر» و در اصل[ الصياخر].