پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٨٥ - برانگيختن كسان از سوى هاشم بن عتبه
و همگام به سوى دشمن رويم، سپس آنجا پاى مردى استوار داريد و به يك ديگر مدد كنيد و خدا را بياد آريد، و كسى از برادرش چيزى نپرسد[١] و بدين سوى و آن سوى بسيار ننگريد، و همچون آنان پايدارى كنيد و براى خدا و ثواب آخرت بر آنان شمشير زنيد تا خداوند كه بهترين داوران است ميان ما و آنان داورى كند».
ابو سلمه گفت:
وى با گروهى از قاريان پيش رفت و خود و يارانش جنگى سخت كردند تا به اندازهاى كه خوشدل شوند (و از كوشش خود راضى باشند) پيروزى يافتند.
در اين هنگام نوجوانى به سوى آنان آمد و مىگفت:
|
انا ابن ارباب الملوك غسّان |
و الدّائن اليوم بدين [عثمان][٢] ... |
|
منم فرزند شهريار شاهان غسّان و امروز گرويده به دين (و خواهان انتقام) عثمانم.
اقوام ما[٣] آنچه رخ داد به ما خبر دادند كه همانا على پسر عفّان را كشته است.
آنگاه حمله كرد و روى از ميدان نمىتافت و پياپى شمشير مىزد، سپس [آغاز] لعن [به على] كرد و به او دشنام مىداد و در نكوهش وى سخن بسيار مىگفت[٤]. هاشم بن عتبه به او گفت: «در پى اين سخن دادرسى و از پس اين جنگ حسابرسى (الهى) باشد. از خدا بپرهيز، چه تو نزد پروردگارت باز گردى و از
[١] متن[ و لا يسلم رجل اخاه] و در طبرى( ٦: ٣٣٢٢)، چاپ ليدن« و لا يسئل رجل اخاه» كه به همين صورت ترجمه شد. اين دستورها نشان از كارشناسى جنگى هاشم بن عتبه دارد و مربوط به تاكتيك مخصوص اوست كه آرام و سنجيده پيشروى مىكرد و در موقع مناسب بدون آنكه كسان خود را خسته كرده باشد حملهاى برقآسا مىنمود.- م.
[٢] متن به خطا[ ... بدين غسّان] و در طبرى( ٦: ٣٣٢٢)، چاپ ليدن« ... بدين عثمان» كه به همين صورت ترجمه شد.- م.
[٣] متن« انبأنا اقوامنا» و در شنهج( ٢: ٢٧٨)« انبأنا قرّائنا قرآنخوانان و قرآن دانان ما به ما خبر دادند».
[٤] متن از روى شنهج« و يشتمه و يسهب فى ذمه» و در اصل[ و يشتم و يكثر الكلام و دشنام مىداد و پر مىگفت].