پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٥٩ - ازد عراق و ازد شام
بر نمىداشتيم و از آنان جدا نمىشديم تا يا از بيراههاى كه رفتهاند باز گردند و به راهى كه ما بدان مىخوانيمشان در آيند و يا شمار كشتگان ما و ايشان بسى فزون شود.[١]» پس مخنف گفت: «خدا در پهنه گمراهى ناپديدت كند[٢]، به خدا سوگند كه ما تو را در خردسالى و بزرگساليت جز (موجودى) ناشگون نشناخته و نديدهايم، به خدا كه هرگز ما، چه در جاهليت و چه پس از آن كه اسلام آورديم، ميان دو امر[٣] گرفتار نيامدهايم كه ضرور افتاده باشد ترجيح دهيم كدام را اختيار كنيم و كدام را وا نهيم مگر آنكه آن يك را كه دشوارتر و اندوهبارتر بوده است برگزيدهايم.
بار الها اگر ما را عافيت نصيب آيد از آن خوشتر داريم كه گرفتار آزمون و بلايمان كنند[٤]. تو به هر يك از ما آنچه خود از تو خواهد عطا فرما.» پس ابو بردة بن عوف گفت: «بار الها خود بدانچه مورد رضا و خرسندى توست ميان ما داورى فرما. اى قوم، به زودى مىبينيد كه اين مردم، (همقبيلههاى ما) چه مىكنند (و كدام راه را برمىگزينند). به راستى، ما را نمونه و سرمشقى است[٥] كه اگر ما بر سبيل حق باشيم و جماعت ما از راستروان [باشند[٦]] بر آن اتفاق دارند، و به راستى نمونه و مظهر شرّى نيز وجود دارد[٧] كه به خدا سوگند
[١] مراد اينكه چندان پيكار مىكرديم كه طرفين از پا در آييم و از رزمندگان ما كسى باقى نماند.- م.
[٢] اين جمله از شنهج افتاده است و در اصل[ اغرّ اللّه بك فى النّيّة] و در طبرى[ اغرّ اللّه بك النيّة] آمده. متن به تصحيح قياسى« أعز بك اللّه فى التّيه» است.
[٣] متن از روى شنهج« بين امرين قطّ» و در اصل[ فى امرين قطّ] و در شنهج[ و اللّه ما دفعنا فى الرأى] كه تحريف است.
[٤] متن« فان نعافى احبّ الينا من أن نبتلى» و در شنهج[ أن تعافينا احبّ من تبتلينا اگر عافيتمان دهى خوشتر از آن داريم كه به بلا گرفتارمان سازى].
[٥] اشاره به وجود امام، امير مؤمنان على عليه السلام و رهبرى آن حضرت.- م.
[٦] افزودگى بين دو قلاب از طبرى است.
[٧] متن از روى طبرى« و انّ لنا اسوة فى الشرّ»( كه اشاره به معاويه است.- م.) و در اصل[ و ان لنا الاسوة]. اين گفته ابى برده در شنهج، در گمانگاه خود نيامده است.