پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٤٩ - رجز اشعث و اشتر
|
يا ايّها الفارس ادن لا ترع |
انا ابو مرّ و هذا ذو كلع |
|
[١] ...
الا اى سوار نزديك آى، پروا مدار كه من ابو مرّ هستم و اين يك ذو الكلاع است، خواجه و سالار شام كه هر چه خواهد كند. از طرف من به اشتر نخعى و اشعث، پيام رسان: اينك كه آب را بر رويتان بستهاند[٢] (از خدا) باران بخواهيد! اما چون نادرستى شما فزونى گرفته دعايتان سودى ندهد.
رجز اشعث و اشتر
پس اشعث پاسخش داد:
|
ابلغ عنّى حوشبا و ذا كلع |
و شرحبيل[٣] ذاك اهلك الطّمع ... |
|
از من به حوشب و ذى الكلع و شرحبيل كه طمع او را به هلاكت كشانده باز گوييد، بدان قوم جفاكار بىآزرم ناپارسا كه آن نگون بخت بدعتگر[٤] زمامشان را به دست گرفته (بگوييد).
من در آن هنگامه كه دو هماورد با يك ديگر بر مىتابند و برق شمشير در ميان گرد و غبار رزمگاه مىدرخشد، به دفاع از شرف خود در برابر خصمان پايدارى مىكنم.
اشتر نيز به جولان در آمد و چنين گفت:
|
يا حوشب الجلف و يا شيخ كلع |
أيّكما اراد اشتر النّخع؟ ... |
|
اى حوشب سبكسر و اى ذو الكلاع سالمند، كدامين يك از شما خواهان پيكار با اشتر نخعى هستيد؟
اينك اين منم، اكنون بيتابى به هراست افكنده و در آوردگاهى كه اين دم آغاز شده (نگرانى)، در اين دم با قهرمانى برخورد كنى كه پريشانى و ناتوانى نمىشناسد، سرگذشت طلحه و ديگر بدعتگذاران را از ما بپرس،
[١] مراد ذو الكلع است- ص ٩٣
[٢] متن« اذ الماء امتنع» و در اصل[ ... منع].
[٣] به ضرورت شعرى ضبط حركات كلمه شرحبيل چنان آمده است.
[٤] مراد معاويه است.- م.