پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٤٦ - نجاشى و عمرو عكى
اى مردم، (افتخار فتح) نصيب آن كسى است كه پيشى گيرد.
[نجاشى و عمرو عكّى]
راوى گويد:
عمرو عكّى، از ياران معاويه حمله آورد و مىگفت:
|
ابرز الى ذا الكبش يا نجاشى |
اسمى عمرو و أبو خراش ... |
|
اى نجاشى به مبارزه خداوند خواجگى و پيشاهنگى پيش آى، نام من عمرو و كنيهام ابو خراش است، شهسوارى پيكار جويم، با آمادگى رزمى كه همگان را از كينتوزى و آمادگى من براى انگيختن شر خبر مىدهد[١].
پس نجاشى روى بدو نهاد و مىگفت:
|
ارود قليلا فانا النّجاشى |
من سرو كعب ليس بالرّقاشى ... |
|
لختى درنگ كن كه منم نجاشى، از سالاران بنى كعب كه لاف و گزاف نگويم.
رزمجويى دلاورم، با دلى استوار كه حيات راستين را به زندگى بازىگونه نمىفروشم.
به بهترين شهسوار و رهسپار (راه حق)، يعنى به على كه فخر و شرفش آشكار است يارى مىدهم، به آنكو از بهترين آفريدگان خدا در نبرد تن بتن است[٢] و از كينتوزى گردنكشان (و انتقامجويى شخصى) مبرّاست، از صلب دودمان قريش است نه از حواشى و وابستگان آن، و در برابر دروغين سالاران، شيرى شرزه است، به حمله جانشكارش سالار قوم را بكشد، و خود خداوند جنگاورى و قهرمانى شكست ناپذير است،
[١] متن به تصحيح قياسى« تخبر عن بأسى و احرنفاشى» و در اصل[ يخبر بأنّى من أحر ناشى].
[٢] متن« فى نشناش» مصدر« نشنش» كشاكش رزم آوران. اين مصدر در لغتنامهها نيامده و اين وزن از مصادر سماعى است- شرح الشافية( ١: ١٧٨).