پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٨٦ - مالك بن حبيب و على
سپس به راه افتاد و پيشاپيش او حرّ بن سهم بن طريف ربعى (از ربيعه تميم) حركت مىكرد و مىگفت:
رجز حرّ بن سهم ربعى
|
يا فرسى سيرى و أمّى الشّاما |
و قطّعى الحزون و الأعلاما ... |
|
اى اسب بادپاى من بتاز و آهنگ شام كن و فراز و نشيبها را به تك در نورد.
و هر كه را با امام مخالفت كرده است بر انداز كه من اميدوارم امسال به پيكار با آنها روياروى شويم.
بنى اميّه گروهى را گرد آوردهاند كه ما افراد نافرمان و سركش آنها را بكشيم.
و سر آن مردان را از گردن جدا كنيم و به زير افكنيم.
[مالك بن حبيب و على]
راوى گويد:
مالك بن حبيب- كه كوتوال شهردار و دژبان على بود- و عنان مركب او را به دست داشت گفت: اى امير مؤمنان تو با اين مسلمانان (نيكبخت) به جهاد بيرون مىروى و ايشان به پاداش جهاد و پيكار مىرسند، و مرا با گروهى مردم در اينجا باقى مىگذارى؟ على به او گفت: «اينان به هر اجر و پاداشى رسند تو نيز شريك اجر آنانى زيرا وجود تو در اينجا بيشتر مورد نياز است و بيشتر از آنكه با آنان باشى اجر مىبرى[١].» گفت: اى امير مؤمنان، شنيدم و فرمانبردارم. آنگاه
[١] متن« انت هاهنا اعظم غناء منك عنهم» و در شنهج( ١: ٢٧٧)[ ... عنهم منك].