پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٥٨ - خطبه على در دعوت به جهاد
پس دستهاى ما به فرمانپذيرى و فرمانبردارى، به سوى تو گشوده است و دلهاى ما به خيرخواهى تو گشاده و جانهاى ما براى يارى به تو آماده است[١] تا در برابر هر كس كه با تو مخالفت ورزد به پايمردى بايستيم و كار ولايت را به تو سپاريم.
به خدا سوگند كه هرگز دوست ندارم تمامى آنچه را زمين در خود نهفته و آسمان بر آن سايه افكنده به من دهند و من دشمن تو را به دوستى گيرم يا دوستت را دشمن دارم.
پس على گفت: بار الها، (تو فيض) شهادت در راه خود و همراهى با پيمبر خويش صلى اللّه عليه و آله و سلم را نصيبش فرماى.
خطبه على در دعوت به جهاد
سپس على بر فراز منبر رفت و براى مردم خطبه راند و به جهادشان فرا خواند. نخست به سپاس و ستايش خدا آغاز كرد و سپس گفت:
همانا خداوند شما را به دين خود گرامى داشته و شما را براى عبادت خويش آفريده است، پس وجود خود را بر پرداختن حق او بگماريد و آنچه را وعده داده است بر خويشتن مسلم گردانيد، و بدانيد كه خداوند رشتههاى اسلام را استوار و ريسمانهاى آن را سخت محكم و پايدار ساخته، سپس طاعت را وسيله بهرهگيرى نفوس آدميان از خرسندى پروردگار خويش قرار داده و غنيمت و دستاورد هوشمندان در برابر كوتاهى تبهكاران ساخته است، و من بر كار (خرد و كلان و) سياه و سرخ امت[٢] مأمورم و نيرويى جز به خداوند نباشد. ما، به
[١] متن از روى شنهج« و انفسنا تنصرك و جانهاى ما به تو يارى دهد» و در اصل به خطا[ ... انفسنا بنورك].
[٢] متن از روى شنهج« و قد حمّلت امر أسودها و أحمرها» يعنى عرب و فارس، چه رنگ اعراب بيشتر به گندمگونى و سياهى مىزند و در رنگ فارسيان سرخ و سپيدى غالب است. و در اصل[ امركم، اسودها و احمرها بر كار شما، سرخ و سياهش گماشته شدهام].