دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٧٠ - دشمنى ابو نضرة با على ع
و اين مقدمه نيز ثابت شده كه اجماع كردهاند كل امت بر اينكه از امير المؤمنين ٧ بعد از وفات رسول اللَّه ٦ در مدت خلافت ابو بكر و عمر و عثمان هرگز خطائى واقع نشد.
و اصلا آن حضرت تأخير نورزيد از امرى كه هدايت باشد و كراهت ننمود از چيزى كه حق بوده باشد، بلكه به طوع و رغبت به جانب حق اقبال مىنمود.
و اين اجماع مذكور حاصل بود از امت تا اواخر ايام امير المؤمنين ٧ كه خوارج نهروان بر آن حضرت ٧ خروج نموده ادعا كردند كه در راضى شدن به امر حكمين خطا نموده و با آنكه آن حضرت ٧ وجه صواب آن معنى را خاطر نشان ايشان نمود از راه باطل برنگرديدند.
پس بنا بر اين بيان كه كرديم، لازم آمد كه اگر حديث ابو نضره كه مخالفين روايت كردهاند درست باشد امامت ابو بكر باطل باشد؛ زيرا هر گاه مخالفين معترف باشند كه آن حضرت ٧ بعد از وفات رسول اللَّه ٦ اصلا كراهت از حق نورزيد و خود روايت كرده باشند كه از بيعت ابو بكر كراهت داشت چنان كه حديث ابو نضره صريح است در اين معنى.
پس لازم آمد كه امامت ابو بكر باطل باشد و اگر مخالفين اصرار دارند بر اينكه آن حضرت ٧ از بيعت ابو بكر تأخير نورزيد و كراهت نداشت. پس لازم آمد كه به اعتقاد ايشان حديث ابو نضره افترا و باطل باشد.
و به درستى كه ما كه طايفه شيعهايم هميشه جهد مىكنيم كه ثابت كنيم بر مخالفان تأخير امير المؤمنين ٧ را از بيعت ابو بكر و كراهت داشتن آن حضرت را از خلافت او. و مخالفان از ما قبول اين معنى نمىكنند بلكه در دفع اين، كوشش تمام مىنمايند تا آنكه خداى تعالى به راست آورده حديث ابو نضره را كه صريح است در تأخير آن حضرت ٧ از بيعت ابو بكر و كراهت او ٧ از آن. خود روايت كردهاند و از روى طوع تسليم آن نموده در احتجاجات خود از براى فضيلت ابو بكر منتظم ساختهاند.