دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٣٧ - فصل ٧٨ توجيه نظام از حديث«يد الله مع الجماعة»
و اينكه اصحاب جماعت با آن طايفه معارضه نكردند و منع ايشان در اين ننمودهاند وجهاش آن است كه عمر بن الخطاب و عثمان و ساير ايشان، سلاطين بودند كه مردم همگى به ايشان رغبت مىنمودند و از ايشان ترس داشتند و مطيع و فرمانبردار ايشان شده بودند عوام اصحاب. پس اصحاب جماعت بنا بر تقيه ساكت بودند و طريقه معارضه با ايشان پيش نمىگرفتند و مع هذا ايشان علم داشتند كه اگر منع كنند كسى از ايشان قبول نمىكند و قول ايشان مسموع نمىشود.
شيخ- ايّده اللَّه تعالى- گفته است كه آيا نمىبينيد رأى گروه مردمان به سوى نظّام كه چگونه تصحيح مذهب خود كرده در تميز صحابه و تعيين نمودن بعضى از ايشان از براى طعن؟ پس ابتدا كرده به عمر بن خطّاب و تابع او گردانيده در طعن و سرزنش باقى را كه مذكور شد. و پيش از اين سخن، نام ابو بكر را برده و صريحا بر او طعن زده در سخن او در باب «كلاله» و طعن زده بر عبد اللَّه بن عباس و بر ابن عمر بعد از اين سخن. و ذكر نموده در همين فصل سبب شايع شدن فتوى به رأى را در ميان صحابه و گفته كه سبب آن اراده غلبه و سلطنت و فرمان فرمائى بوده است.
و به تحقيق ما تصديق مىكنيم نظام را از آنچه ذكر كرده از قوم و صواب مىشماريم سخن او را كه دست زده به پنهان شدن حق به سبب تقيه، إلّا سخن او را كه داخل كرده امير المؤمنين ٧ را در ميان قوم به اعتبار فتوى دادن به رأى و قياس، بلكه تكذيب مىكنيم نظّام را و ردّ مىكنيم براو اين ناسزا را كه به امير المؤمنين ٧ نسبت داده به بيانهائى كه پيش از اين مذكور ساختيم.
به تحقيق كه من نمىشناسم كسى را كه دليرتر باشد بر بهتان از اين طايفه معتزله كه هوادارى نظّام مىكنند و به خلاف آنچه خود تصريح به آن كرده در قول خود و ما نقل نموديم از او و پيش از اين كه به سبب تعصب مىكردند.