دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٣٠ - فصل ٦٥ كلام شيخ - ادام الله عزه - در جمع كردن دختر ميراث را نه عم و برادر
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ[١] (تفسير اين آيه در فصل سابق مذكور شد.) (و ليكن بناء اين استدلال بنا بر آنچه «فضل» گفته بود نيست بلكه بناء اين بر تفسيرى است كه مشهور است ميان مفسرين[٢] و آن اين است كه گفتهاند در اوائل اسلام ميراث مىبردند به اسلام و هجرت.
پس اين آيه نسخ كرده است آن را يعنى اقرباء و خويشان بعضى از ايشان اولى است به ميراث بعضى ديگر در حكم خداى تعالى از مؤمنين يعنى ايشان اولىاند از اينكه مؤمنين ميراث ببرند به سبب ايمان يا مهاجرين به سبب هجرت) پس هر گاه بوده باشد اقرب اولى از ابعد و دختر مستحق نصف باشد با وجود عمّ چنان كه مستحق آن بود با وجود پدر و مادر به تصريح آيه سابق، نظر مىكنيم در نصف ديگر و كسى كه اولى باشد به آن، آيا عمّ است يا دختر، پس هر گاه ما بيابيم دختر را اقرب از عم، زيرا او نزديك است به پدر به نفس خود و عم نزديك است به ميّت به سبب جدش و جد نزديك است به او به سبب پسرش كه پدر ميّت باشد واجب مىشود رد نصف باقى نيز بر دختر به مفهوم آيه «اولو الارحام».
و اما سنّت، پس به درستى كه چون كشته شد حمزة بن عبد المطلب رحمه اللَّه و گذاشت دخترى و عباس برادر وى و رسول ٦ پسر برادر وى و امير المؤمنين ٧ و جعفر و عقيل- رضى اللَّه عنهما- پسرهاى برادر وى. رسول ٦ داد جميع تركه وى را به دختر وى و خود چيزى برنداشت و چيزى نداد به برادر وى عباس و نه به پسرهاى ابو طالب برادر وى.
پس دلالت كرد اين بر اينكه دختر احقّ است به جميع ميراث از عمّ و برادر و پسر برادر. و به تحقيق خداى تعالى فرموده است:
[١] سوره انفال، آيه ٧٥.
[٢]« تفسير طبرى» جزء ١٠/ ٧٤- ٧٥،« تفسير فخر رازى» ١٥/ ٢٠٩.