دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣١١ - مناظره شيخ مفيد با ابن لؤلؤ اسماعيلى
ميراث و جواز اطلاق وى به محض اينكه زن است بلكه حاصل مىشود اين براى او به سبب صفتى كه زياد است برزن بودن و دليل بر اين است كه كنيز هر گاه زن كسى باشد ميراث نمىبرد از شوهر و شوهر نيز ميراث نمىبرد از وى و زنى كه شوهرش را كشته باشد ميراث نمىبرد از او و زنى كه ذمى باشد ميراث نمىبرد و كنيز را كه بفروشند باين مىشود از شوهرش بىطلاق. و همچنين زنى كه «لعان»[١] كرده باشد يا «خلع»[٢] كرده باشد يا «مرتد» شده باشد يا شوهرش مرتد شده باشد يا شيرى خورده باشد كه باعث حرمت وى شود. مثل اينكه شير مادر شوهرش را يا زن شوهرش را خورده باشد جميع اينها مىشود بىطلاق. با آنكه همه اينها زن شوهران خودند در حقيقت پس باطل شد آنچه توهّم كردى. ديگر جوابى نگفت.
پس صاحب مجلس و او مردى اعجمى بود و معرفتى نداشت به فقه، بلكه امور ظاهرى را مىدانست گفت به من سؤال مىكنم از تو از اين باب از مسألهاى پس خبر ده مرا كه آيا رسول ٦ يا امير المؤمنين ٧ متعه كردند؟
گفتم: نرسيده است به من در اين باب خبرى و نمىدانم اين را.
گفت: اگر متعه خوب بود البته مىكرد رسول ٦ و امير المؤمنين ٧؟ گفتم: اى سردار! نيست حق اينكه هر چه نكرده است آن را رسول ٦ حرام است؛ زيرا رسول و ائمه عليهم السّلام زن نكردند كنيز را و نه اهل كتاب را و خلع نكردند و زن نكردند زنگى را و نكاح نكردند هندى را و حال آنكه هيچ يك از اينها حرام نيست مگر نكاح كتابيّات كه شيعه حرام مىدانند و مخالفين حلال.[٣] پس گفت: بگذار اين قول را و خبر ده مرا از مردى كه بيايد از قم مثلا و اراده حج
[١] لعان: مباهله و نفرينى است بين زن و شوهر به منظور رفع حدّ قذف و زنا، يا براى انكار فرزندى كه زن، او را به دنيا آورده است.
[٢] خلع: نوعى« طلاق باين» است كه در آن زن از مرد، متنفّر و رنجيده خاطر است.
[٣] فتوا علماى شيعه در خصوص ازدواج با اهل كتاب مختلف است و بعضى آن را جايز دانستهاند.