دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٩٥ - فصل ٦٠ آيا بلوغ در امامت شرط است؟ - تخصيص در كليات
عقل؛ زيرا اين دو صفت ضد يك ديگرند و اجتماع دو ضد در يك شخص محال است. و اين دليل است بر ابطال مذهب اماميه و بس. (و وارد نيست بر اهل سنت و فرق ديگر از شيعه؛ زيرا ايشان به امامت اين دو امام قائل نيستند. پس چه جواب مىگوئيد از اين دليل)؟
شيخ- ادام اللَّه عزّه- فرمود: جواب مىگوئيم اين كلامى است كه به وهم مىاندازد ضعفا را و حادث مىكند شبهه براى كسى كه بصيرتى ندارد و خوش مىآيد و صحيح مىنمايد به حسب ظاهر قبل از تأمّل در معنى آن و علم به باطن آن.
و حاصل كلام در اين، اين است كه آيهاى كه اعتماد كردهاند اين قوم بر آن در اين باب خاص است و عام نيست؛ به سبب دليلى كه واجب ساخته است خصوص آن را و دلالت مىكند بر بطلان اعتقاد به عموم آن؛ زيرا خداى تعالى معذور نمىدارد كسى را در كمال كسى كه واجب كرده است براى او امامت.
(يعنى همه كس اعتقاد به كمال مىبايد داشته باشد. اگر انكار كند يا نداند آن را، معذور نخواهد بود) و دلالت كرده است خداى تعالى بر عصمت كسى كه نصب كرده است او را براى رياست و به تحقيق واضح شده است به برهان و قياس و دليل سمعى امامت اين دو امام ٧. پس واجب ساخته است اين خروج ايشان را از جمله يتيمان كه متوجه شده است به ايشان كلام در اين چنان كه واجب ساخته عقل، خصوص قول وى را كه فرموده است:
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[١]؛ يعنى خداى تعالى بر همه چيز قادر است.
(و عقل حكم مىكند به عدم قدرت وى بر امور محال مثل «اجتماع نقيضين» مىدهد هدايت را به غير آنها) چنان كه قائم است دليل بر عدم عموم قول وى: وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ[٢]؛
[١] سوره بقره، آيه ٢٨٤.
[٢] سوره نمل، آيه ٢٣.