دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٦٧ - فصل ٥٦ مناظره در باب اجماع
مگر امرى معروف كه ممكن نيست احدى را از اهل علم كه دفع كند مرا از آن به سبب اشتهار آن، ليكن تو مىخواهى متحمل خلاف مذهبت شوى پيش اين رؤساء.
بعد از آن رو به جانب قوم كردم و گفتم: خلافى نيست ميان شيوخ اين مرد و ائمه او، فقها و سادات وى در اينكه جايز است بر امير المؤمنين خطا كند در چيزى كه درست رفته باشد در آن عمرو بن عاص و زياده بر آن قولى كه حكايت كردم از ايشان.
پس قوم عظيم دانستند اين را و اظهار برائت و دورى كردند از اعتقاد او و انكار كرد اين را و مبالغه مىكرد در انكار.
پس گفتم به او آيا نيست از مذهب تو و مذهب اين فقها اينكه امير المؤمنين ٧ معصوم نبود چنان كه نبى ٦ معصوم بود؟
گفت: بلى.
گفتم: پس چرا جايز نيست براو خطا در امرى از احكام؟ ساكت شد. و بعد از آن گفتم به او كه آيا نيست مذهب شما اينكه امير المؤمنين ٧ اجتهاد مىكرد رأى خود را در بسيارى از احكام و اينكه عمرو بن عاص و ابو موسى اشعرى و مغيرة بن شعبه نيز از اهل اجتهاد بودند؟
گفت: بلى.
گفتم: پس به چه چيز منع مىكنيد از اينكه درست رفته باشند اين قوم در چيزى كه خطا كرده باشد در آن امير المؤمنين ٧ با وجود ارتفاع عصمت از وى و بودن ايشان از اهل اجتهاد مثل وى؟
گفت: چيزى منع نمىكند از اين.
گفتم: پس اقرار كردى به آنچه انكار مىكردى حالا با وجود اين مىگوئيم كه آيا مذهب تو نيست اينكه از هر احدى بعد از نبى ٦ اخذ مىتوان كرد به بعض اقوال او و ترك نيز مىتوان كرد قول او را مگر آنچه اجماع منعقد شده باشد بر آن.