دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٢٠ - توضيحى در باره آيه«و عصى آدم ربه فغوى» - منظور از گمراهى در آيات قرآن كريم
به درستى كه غوايت همين نااميدى است در چيزى از چيزها بنا بر مفهوم لغت چنان كه شاعر گفته:
|
و من يلق خيرا يحمد النّاس امره |
و من يغو لا يعدم على الغىّ لائما[١] |
|
هر كه ملاقات كند خير را حمد مىكند مردم حال او را. و هر كس نااميد شود ترك نمىكند هيچ ملامتكننده را يعنى همه كس ملامت او مىكند. پس غوايت به معنى نااميدى استعمال كرده. و خداى عز و جل فرموده است در آيه دين نزد ذكر شهود:
وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى[٢]؛ يعنى قرض به كسى مىدهيد شاهد بگيريد دو شاهد را از مردان. پس اگر دو مرد نباشد يك مرد و دو زن هر كس را كه راضى باشيد به شهادت او تا اينكه اگر يكى از ايشان ضال و گمراه شود به خاطر او بياورد آن ديگرى. پس مراد اين است كه شاهد بگيريد تا اينكه اگر فراموش كنند يكى از ايشان.
پس ناميده است فراموشى را ضلال و گمراهى و اين معروف است در لغت.
و چون ثابت شد كه هر معصيتى غوايت است و هر فراموشى گمراهى مىگوئيم خداى تعالى فرموده است:
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى[٣]؛ يعنى قسم به ستارهها در وقتى كه غروب مىكند كه ضلالت ندارد صاحب شما (يعنى محمد ٦) و نه غوايت.
پس نفى كرده است از نبى خود جميع گناهان و همه اقسام نسيان را و اين ظاهر است براى كسى كه فكر كند در آن.
[١]« الأغانى» ١٥/ ١٨٥،« امالى سيد مرتضى» ٤/ ١٥٤ اين شعر از« ربيعة بن سفيان» معروف به« مرقّش اصغر» مىباشد. ولى خود سيد مرتضى آن را از« قعنب فزارى» دانسته است ر. ك:« أمالى» ٢/ ٣٢.
[٢] سوره بقره، آيه ٢٨٢.
[٣] سوره نجم، آيه ١- ٢.