دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٧٨ - پاسخ شيخ با استدلال به آيه قاعدين
فصل ١٣ [ادعاى بعضى از معتزله و حشويه در باره خلفا]- [آيا نشستن ابو بكر و عمر در عريش افضل از جهاد على ع بود؟]
سؤال كرد از شيخ- ادام اللَّه عزّه- بعضى از اصحاب كه معتزله[١] و حشويه[٢] دعوى مىكنند كه نشستن ابو بكر و عمر در «عريش»[٣] افضل بود از جهاد كردن امير المؤمنين ٧ با كافران به شمشير، از براى آنكه ابو بكر و عمر با حضرت بودند و هر جا كه مىبود آن حضرت و تدبر امور مىكردند با حضرت و اگر ايشان افضل خلق نبودند نزد وى مخصوص نمىگردانيد ايشان را به نشستن با خودش، پس به چه چيز دفع مىكنيد شما حرف اين جماعت را؟
[پاسخ شيخ با استدلال به آيه قاعدين]
شيخ گفت كه طريق اين قول اين است كه بر عكس كنند و روش كلام اين است كه قلب كنند (يعنى اين دليل بر افضليت على بن ابى طالب ٧ بكنند)، زيرا نبى ٦ اگر مىدانست كه ايشان از جمله جهادكنندگانند و خودشان مبارزت مىكنند با أمثال و أقران خود و مىكشند اهل كفر را و حاصل مىشود از
[١]. شيخ مفيد مىنويسد:« سبب ناميده شدن آنها به اعتزال اين است كه اين لقب زمانى به آنها اطلاق شد كه قائل به اصل« منزلة بين المنزلتين» شدند و اين اصل را اولين بار واصل بن عطاء وفات: ١٣١ هجرى قمرى احداث كرد و دلائلى بر آن اقامه نمود سپس عمرو بن عبيد( برادر زن واصل) از آن تبعيّت و دفاع كرد و جمعى با اين عقيده موافقت نمودند و همين عقيده باعث شد كه اين دو نفر از مجلس درس حسن بصرى كنارگيرى و اعتزال گزينند و مردم نيز به اين علّت آنها را معتزله ناميدند كه از مجلس حسن بصرى كنارهگيرى نموده بودند»« اوائل المقالات» ص ٣٧ معتزله حدود بيست فرقه بودند كه همگى بر پنج اصل اتفاق نظر داشتند كه عبارتند از: توحيد، عدل، وعيد و وعد، منزلة بين المنزلتين و امر به معروف و نهى از منكر. ر. ك:« تبصرة العوام» ص ٤٧،« الملل و النحل» ١/ ٥٠
[٢]. حشويه:« حشو» در لغت به معنى چيزهايى از پنبه و پشم و غير آن است كه لحاف و بالش و تشك را با آنها پر كنند و كلام زايد را كه در اداى مطلب واقع شود« حشو» گويند. حشويه در اسلام لقب تحقير آميزى است كه بعضى از علماى كلام اسلام مانند« معتزله» به« اصحاب حديث» دادند؟ زيرا اصحاب حديث غالبا قايل به« تجسّم» و« تشبيه» خداوند بودند.« فرهنگ اسلامى فرق اسلامى» ص ١٥٨
[٣]. منظور سايهبانى است كه در جنگ بدر براى پيامبر ساختند« فرهنگ فرق اسلامى» ص ١٥٨ و خود نيز به بهانه حفاظت از ايشان در همان جا ماندند و با دشمن نجنگيدند ر. ك:« تاريخ الخلفاء سيوطى» ص ٣٧