دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٦٢٣ - فصل ١١٧ نحوه تعلق قدرت به موجود
فصل ١١٧ [نحوه تعلق قدرت به موجود]
گفته است شيخ- ادام اللَّه عزّه- كه گمان كردهاند بصريّون همگى كه صحيح نيست تعلق قدرت به موجود؛ زيرا قدرت تعلق مىگيرد به چيزى از جهت حدوث يعنى فائده تعلق قدرت به چيزى آن است كه به هم رسد و حادث شود. و هر گاه چيزى موجود باشد تعلّق قدرت به آن چيز بىمعنى خواهد بود. از اين جهت است كه قدرت را پيش از فعل قرار دادهاند كه بر اين تقدير تعلق بگيرد به فعل در حالت عدم.
پس گفتهاند ايشان كه اراده نيز تعلق نمىگيرد به چيزى مگر از جهت حدوث و گفتهاند از اين جهت است كه صحيح نيست اراده چيزى گذشته يا چيزى كه قديم بوده باشد و مع هذا گفتهاند كه اراده موجود مىشود با فعلى كه مراد است نه پيش از آن و تناقض ميان قول ايشان در قدرت كه پيش از فعل قرار دادهاند و ميان اراده كه با فعل قرار دادهاند چيزى است كه مخفى نمىماند بر هيچ عاقلى.
و همچنين بصريّون همگى گفتهاند كه حقايق جواهر و اعراض عالم منسوب به خداى تعالى نيست و اللَّه تعالى فاعل حقيقت جوهر و عرض نيست البته؛ زيرا جوهر در حال عدم، همان جوهر است چنان كه در حال وجود، جوهر است و همچنين عرض. بعد از آن گفتهاند كه اللَّه تعالى خلق مىكند جوهر را و حدوث مىكند ذات او را و موجود مىسازد او را بعد از آنكه معدوم است.
پس مىگوئيم به ايشان كه چه معنى دارد اينكه خلق مىكند اللَّه تعالى جوهر را و حال آنكه جوهر پيش از آنكه مخلوق شود همان جوهر است چنان كه بعد از مخلوق شدن جوهر است.
در جواب مىگويند: معنى اين آنست كه اللَّه تعالى موجود مىكند جوهر را. پس مىگوئيم به ايشان چه معنى دارد قول شما كه موجود مىكند جوهر را و حال آنكه