دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٩٢ - فصل ١١٠ معرفى بيشتر شيعه دوازده امامى - حقانيت شيعه دوازده امامى
و اما فرقهاى كه اعتراف كردهاند به اينكه امام حسن عسكرى ٧ امام بود بعد از پدرش ٧ و ادعا كردهاند كه در وقت احتضارش نص فرمود بر برادرش جعفر بن على و استدلال كردهاند بر مذهب خود به اينكه گمان كردهاند كه دعواى آنكه قائل شده به نصّ امام حسن عسكرى ٧ بر فرزندش باطل است و گفتهاند كه عقل موجب امامت است. پس ناچار آن است كه قائل شويم به امامت جعفر. به درستى كه گفته مىشود به ايشان كه از كجا گمان كردهايد كه نقل طايفه اماميه نص را از امام حسن عسكرى بر پسرش ٧ باطل است و چگونه دانستيد كه حق نيست و حال آنكه دليل دلالت كرده بر وجوب امامت و وثوق و اعتماد هست بر ناقلين نص مذكور و همچنين علامتها بر صدق ناقلين از خبر دادن در زمان غيبت از چيزى چند كه واقع شد قبل از وقوع. و به درستى كه اين ناقلين از مخصوصين اصحاب امام حسن عسكرى ٧ بودند و بيك و رسول بودند ميان آن حضرت و ميان شيعه او ٧. و همچنين باطل مىكند اين مذهب را بطلان امامت جعفر به واسطه صفاتى چند كه در او بود و ضد صفاتى بود كه در امام معتبر است از نقصان علم و قلّت معرفت و ارتكاب قبايح و سبك شمردن حقوق خداى عزّ و جل را در بازماندگان برادرش ٧ با آنكه نص مفقود است بر جعفر؛ زيرا نيست احدى كه روايت كند نص را براو يا نقل كند نص را از يكى از پدران او يا از برادر او كه امام حسن عسكرى ٧ است.
و هر گاه حال بر اين منوال باشد كه ما ذكر كرديم پس به تحقيق ساقط مىشود آنچه اين فرقه متعلق به آن شدهاند يا آنكه اصلا فرق نيست ميان اين فرقه و ميان كسى كه ادعا كند امامت بعضى از آل ابو طالب را و استدلال كند به طريق اين فرقه از اينكه وجود امام واجب است. و فاسد است قول اماميه كه گفتهاند نص كرد امام حسن عسكرى ٧ بر فرزند خود ٧ و هر گاه اصلا فرق نباشد ميان اين دو قول و يكى از آن باطل باشد بىخلاف پس آن قول ديگر در بطلان و فساد مثل آن قول خواهد بود.