دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٩١ - فصل ١١٠ معرفى بيشتر شيعه دوازده امامى - حقانيت شيعه دوازده امامى
نمىگذارد زمين را از حجتى ظاهر به دليل قول امير المؤمنين ٧ كه از پيش گذشت.
و اما فرقهاى كه گمان كردهاند كه محمد بن على النقى ٧ امام است بعد از پدر خود و او وصيت كرده به غلام خودش كه «نفيس» نام داشته و داده است به او اسلحه و كتب را و امر نموده به او كه بدهد امانتها را به جعفر. پس به درستى كه آنچه پيش از اين ذكر كرديم از حجت بر اسماعيليه به اينكه اسماعيل وفات كرد در زمان حيات پدرش ٧ باطل مىسازد قول اين فرقه را؛ زيرا محمد بن على ٧ وفات كرد در زمان حيات پدرش و ما زياده مىكنيم بيان بطلان اين مذهب را به اينكه وصى امام نمىشود مگر امام. و «نفيس» غلام محمد، امام نبوده. و همچنين باطل مىكند امامت جعفر را امام نبودن محمد؛ زيرا امامت جعفر موقوف است بر امامت محمد و امامت محمد باطل است به آنچه ذكر كرديم از وفات او در حيات پدرش ٧.
و اما فرقهاى كه اقرار نمودهاند به امامت حسن عسكرى ٧ و توقف كردهاند بعد از او و گفتهاند كه ناچار است از وجود امامى در هر عصرى. ليكن ما به يقين نمىدانيم كه امام بعد از حسن عسكرى ٧ كيست. پس به درستى كه حجت بر ايشان روايات صادقه است كه دلالت مىكند بر امامت قائم منتظر و نص از پدرش ٧ براو ٧ و نيست اين كتاب موضع ذكر آن روايات تا آنكه ذكر كنيم آنها را بر ترتيب.
و اما فرقهاى كه اقرار كردهاند به قائم منتظر و اينكه او ٧ فرزند امام حسن عسكرى ٧ است و گمان كردهاند كه او وفات كرده و زود باشد زنده شود و خروج كند به سيف پس به درستى كه حجت برايشان آن چيزى است كه واجب از وجود امام و حيات او و كمال او و بودن او به حيثيتى كه بشنود اختلاف امت را و حفظ كند شرع را. و همچنين حجت برايشان اين است فرق نيست ميان موت امام و ميان نبودن او.