دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٦٣ - فصل ١٠٠ بررسى عقائد فرقه اسماعيليه
دانستند كه امامت بعد از صادق ٧ در غير اسماعيل خواهد بود.
و ليكن طايفه اسماعيليه به همان گمانى كه داشتند دست زده اصل خود گردانيدند و ادعا كردند كه اين نص واقع شده و منشأ اين ادعا همان ظن بود كه مىگفتند چون اسماعيل رحمه اللَّه فرزند بزرگ حضرت صادق ٧ بود البته آن حضرت نص بر امامت او كرده است. نه آنكه در اين باب خبرى يا روايتى به ايشان رسيده باشد و كسى از ناقلان اخبار طايفه شيعه بر آن روايت اطلاع داشته باشد. و هر گاه بناى مذهب ايشان بر دعوى مجرد از برهان باشد پس باطل و ساقط خواهد بود.
اما روايتى كه از ابو عبد اللَّه ٧ منقول است كه آن حضرت فرمود «بدا» واقع نشد حق تعالى را در چيزى، همچنان كه «بدا» واقع شد او را جلّ جلاله در شأن اسماعيل رحمه اللَّه.[١] پس به درستى كه طايفه اسماعيليه در فهميدن اين حديث نيز غلط كردهاند و اين بدا را در امامت اسماعيل قرار دادهاند؛ زيرا معنى اين حديث همان از حضرت صادق ٧ مروى است و آن آنست كه روايت شده از ابو عبد اللَّه ٧ كه گفت: به درستى كه خداى عز و جلّ تقدير كرد قتل را بر فرزندم اسماعيل دو مرتبه[٢] پس سؤال كردم از خداى تعالى در شأن پس «بدا» نشد مر اللَّه تعالى را در چيزى همچنان كه «بدا» نشد او را جل جلاله در اسماعيل.
پس معلوم شد كه حضرت صادق ٧ قصد كرده به اين حديث آنچه ذكر فرموده كه قتل مقدّر بود از براى اسماعيل و حق تعالى به سؤال ابو عبد اللَّه صرف گردانيد آن را از او.
و اما امامت پس به درستى كه حق تعالى موصوف نشده به «بدا» در آن و به درستى كه اجماع كردهاند فقهاى اماميه در اين معنى و به ايشان روايتى نيز در اين باب از ائمه عليهم السّلام است. و آن آنست كه فرمودهاند هر گاه «بدا» واقع شود از براى اللَّه تعالى در چيزى پس به درستى كه «بدا» واقع نمىشود از براى او جل جلاله در
[١].« توحيد شيخ صدوق» ص ٣٣٦
[٢].« تصحيح اعتقادات الامامية» ص ٦٦