دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٦٠ - فصل ٩٩ نقد عقائد ناووسيه - مضمحل شدن اين فرقه
اوقات و همه زمانها باشد و اين قصد فرموده باشد كه من هرگز نخواهم مرد و در جميع احوال زنده خواهم بود.
و همچنين احتمال دارد كه اين حديث اشاره به جمعى خاص باشد كه آن حضرت ٧ دانسته باشد مرگ او ٧ بعد از مرگ ايشان است. پس غرض آن حضرت ٧ اين باشد كه هر كس از اين جماعت خاص بيايد و چنين خبرى به شما بدهد تصديق او مكنيد. و حال آنكه در بعضى از سندهاى اين حديث چنين آمده است كه هر كه از شما بيايد و چنين خبرى بدهد و در بعضى ديگر چنين آمده كه هر كه از اصحاب من بيايد به جانب شما و چنين خبرى بدهد.
و از اين دو روايت اقتضا مىكند عدم تصديق اين خبر را از جمعى خاص نه هر كس و مىگوئيم اين حديث را وجهى ديگر است و آن آنست كه حضرت ٧ قصد كرده باشد جميع خلق را غير از امام بعد از خود يعنى هر كس از خلايق بيايد و به شما چنين خبرى بدهد غير از امام بعد از من، شما تصديق او مكنيد؛ زيرا جايز نيست كه متولّى غسل و كفن و دفن امام غير از امام ديگرى بشود. مگر آنكه ضرورتى داعى شود بر اينكه غير امام قائم مقام سابق متولّى اين كار گردد. پس گويا حضرت صادق ٧ به اصحاب خود خبر داده كه بعد از موت من مانعى نيست قائم مقام مرا در امامت از اينكه خود متولّى غسل و كفن و دفن مىشود.
و هر گاه جايز باشد در كتاب خداى تعالى قصد خصوص كردن با آنكه لفظ قرآن به حسب ظاهر عموم باشد و شامل همه كس باشد و جايز بوده باشد كه تخصيص كنيم قرآن را و از ظاهر آنكه عموم است آن را به در بريم به واسطه قرينهاى كه بر خصوص دلالت كند.
پس چرا جايز نباشد كه بگوئيم حضرت صادق ٧ در اين حديث با آنكه ظاهر آن عموم است قصد خصوص كرده باشد و غرض آن حضرت اين باشد كه هر كس خبر دهد به شما چنين خبرى غير از امام قائم مقام من و حال آنكه قرينه مثل مشاهده وفات آن حضرت ٧ است.