دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٥٩ - فصل ٩٩ نقد عقائد ناووسيه - مضمحل شدن اين فرقه
فصل ٩٩ [نقد عقائد ناووسيه]- [مضمحل شدن اين فرقه]
گفته است شيخ- ادام اللَّه عزّه- و اما «ناووسيه»،[١] پس به تحقيق مرتكب شدهاند در انكار وفات حضرت صادق ٧ دفع امر بديهى ضرورى را و انكار نمودهاند آنچه مشاهده و معلوم است، زيرا علم ما به وفات آن حضرت ٧ مثل علم ماست به وفات پدر آن حضرت ٧ و اصلا فرق نيست ميان اين طايفه و ميانه غلاة كه انكار وفات حضرت امير المؤمنين ٧ كردهاند. و همچنين ميانه جماعتى كه انكار قتل امام حسين ٧ نمودهاند. و گفتهاند مشتبه شد بر مردم وفات امير المؤمنين ٧ و قتل امام حسين ٧. پس هر چيز كه اين جماعت به آن چيز باطل مىگردانند گفته ايشان را به همان چيز و خود را جدا كنند از آن جماعت كه نام برديم. پس به درستى كه ما نيز به همان چيز باطل مىگردانيم گفته ايشان را.
و اما حديثى كه طايفه «ناووسيه» به آن دست زدهاند، پس به درستى كه آن حديث خبر واحد است و نه موجب علم و نه باعث عمل مىشود. و بر تقديرى كه روايت كند اين حديث را هزار كس يا هزار هزار كس جايز نخواهد بود كه ظاهر آن را حجت كنيم در دفع امر بديهى ضرورى كه معلوم و مشاهد همه كس شد يعنى وفات حضرت صادق ٧.
با آنكه ممكن است بگوئيم به طايفه ناووسيه كه از كجا معلوم كرديد اين سخن صادر نشد از حضرت صادق ٧ در وقت توجه به سوى عراق؛ از براى آنكه ايمن گرداند اصحاب خود را از مرگ خود در آن اوقات و خاطر نشان كند به ايشان كه عنقريب از عراق رجوع خواهد فرمود به ايشان. و بترساند اصحاب خود را از اينكه قبول كنند سخن اراجيف را كه مردم در شأن آن حضرت بگويند و اين قبول از اصحاب منجر به فساد شود نه از براى آنكه اين خبر از آن حضرت شامل جميع
[١]. ر. ك:« فرق الشيعه نوبختى» ص ٦٧