دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٣٨ - اشعار حسان در باره كشته شدن عمرو بن عبد ود - پاسخ جوان بنى عامرى به حسان
كس را و اسير كرديم هفتاد كس را و بود آنكه اسير كرده بود عباس عمّ پيغمبر ٦ را مردى كوتاه بالا از انصار. پس من رسيدم به عباس پس بينداخت عباس بر من عمامه خود را ٧ از براى آنكه برندارد انصارى آن عمامه را و عباس مىخواست كه من اسيركننده او باشم و آورده شد عباس به سوى رسول ٦. پس گفت آن انصارى كه يا رسول اللَّه آوردم عم تو عباس را اسير كرده شده. پس گفت عباس كه دروغ گفتى اى انصارى اسير نكرد مرا مگر پسر برادر من على بن ابى طالب ٧. پس گفت انصارى كه اى عباس من اسير كردم تو را.
پس گفت: و اللَّه! يا رسول اللَّه، اسير نكرد مرا مگر پسر برادر من. و البته گويا من معاينه مىديدم بىموئى پيش سر او را در ميان غبار كه ظاهر بود از براى من. پس گفت رسول ٦ كه راست مىگويد عمّ من عباس آنكه او را اسير كرده و شبيهاى است خوب. پس گفت عباس يا رسول اللَّه به تحقيق شناختم پسر برادر خود را به علامت بىموئى پيش سر و خوبى روى او. پس رسول اللَّه ٦ گفت: به درستى كه فرشتگانى كه اللَّه تعالى مدد من به ايشان مىكند بر صورت على بن ابى طالباند تا آنكه بوده باشد اين صورت فرشتگان مهيبتر در نظر دشمنان و دل ايشان. پس گفت: اى رسول ٦، اين است عمامه من بر سر على بن ابى طالب امر فرماى كه به من بدهد. گفت رسول اللَّه ٦ اگر خداى تعالى بداند خير و خوبى را در تو به درستى كه عوض مىدهد به تو نيكوترين عوضى.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: آيا نمىبينيد كه اين حديث تقويت مىكند آن معنى را كه از پيش گذشت و تأكيد مىكند اين معنى را كه امير المؤمنين ٧ شجاعتر از همه خلايق بوده و اين را كه رسيده است آن حضرت ٧ به جايى از هيبت و ترس دشمنان از او ٧ كه اللَّه تعالى ملائكه را به صورت آن حضرت ٧ گردانيده و به مدد پيغمبر ٦ فرستاده تا اين صورت موجب زيادتى رعب و خوف شود در دلهاى مشركين و به درستى كه اين معنى حاصل نشده از براى بشرى نه پيش از آن حضرت و نه بعد از آن حضرت ٧.