دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٣٧ - اشعار حسان در باره كشته شدن عمرو بن عبد ود - پاسخ جوان بنى عامرى به حسان
|
علىّ الّذى في الفخر طال بناؤه |
فلا تكثروا الدّعوى علينا و تفخروا |
|
|
ببدر خرجتم للبراز فردّكم |
شيوخ قريش جهرة و تأخّروا |
|
|
فلمّا أتاهم حمزة و عبيدة |
و جاء علىّ بالمهنّد يخطر |
|
|
فقالوا نعم، أكفاء صدق فاقبلوا |
اليهم سراعا اذ بغوا و تجبّروا |
|
|
فجال علىّ جولة هاشميّة |
فدمّرهم لمّا عتوا و تكبّروا |
|
|
فليس لكم فخر علينا بغيرنا |
و ليس لكم فخر يعدّ و يذكر[١] |
|
؛ يعنى دروغ گفتيد قسم به خانه خدا، نكشتيد شما ما را و ليكن به شمشير هاشميين مفاخرت كنيد به شمشير احمد پسر عبد اللَّه در كارزار در كف على بن ابى طالب دريافتيد شما مطلب خود را كه كشتن دليران ما باشد. پس كوتاه كنيد پس نكشتيد شما عمرو بن عبد ود را و نه پسر او را. و ليكن كشنده همتائى است كه شيرى است شير. على آنچنان كسى كه در مفاخرت بلند است بناى او. پس بسيار مكنيد دعوا را برما كه حقير و خوار مىكرديد در بدر. بيرون آمديد براى مبارزت پس رد كردند شما را و محل نگذاشتند پيران قريش آشكارا و پيش نيامدند. پس چون آمد به جانب ايشان حمزه و عبيده و آمد على بن ابى طالب به شمشير هندى در حالتى كه مىخراميد و جولان مىنمود. پس گفتند پيران و كاملان قريش كه بلى اين جماعت همتاها و همسرهائى به راستىاند با ما و ردّ كردند به سوى ايشان از روى شتاب وقتى كه نظم كردند و جبارى ورزيدند. پس جولان كرد على بن ابى طالب ٧ جولان كردن هاشميين. پس هلاك ساخت ايشان را چون كه از حد درگذشتند و تكبر نمودند. پس نيست از براى شما مفاخرتى برما به غير جماعت ما و نيست از براى شما مفاخرتى كه شمرده شود و مذكور گردد.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: به تحقيق آمده است روايت از طريقهاى مختلف به سندهاى گوناگون از زيد بن وهب كه گفت: شنيدم از امير المؤمنين ٧ كه مىگفت در حالتى كه ذكر مىفرمود حديث پدر را. پس گفت كشتيم ما از مشركين هفتاد
[١] ر. ك:« الارشاد شيخ مفيد» ١/ ١٠٧.