دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٢٧ - پاسخ على ع به نامه معاويه - تعصب جاحظ در انكار فضائل آل محمد ص
«بشر» همگى مقلّد بودهاند و نبود ايشان را حجّتى بر مذاهب خودشان و هر كه بر مذهب اعتزال سخن مىگفت حجّت او سست بود. تا آنكه اتفاق افتاد آن شعر از براى بشر بن معتمر و بعد از آن همگى اهل اعتزال بناى مذهب خود را بر شعر او گذاشتند.
پس اگر جاحظ به واسطه آنكه معتزلى بوده تعصب ورزيده در برابر اين سخن بگويد كه اين از روى بهت ناشى شده زيرا كتب قوم موجود است پيش از بشر بن معتمر، در آن كتب همين حجت و ساير احتجاجها بر مذهب اهل اعتزال است. ما نيز به جاحظ مىگوئيم آنچه تو گفتى كه اگر اين شعر كميت نمىبود احتجاج شيعه بر مذهب خودشان سست و ضعيف مىبود از روى بهت و خرافت ناشى شده و به سبب عنادى بوده كه تو را با طايفه شيعه است.
زيرا اصول شيعه و روايات ايشان و كتابهاى تاريخ پيش از «كميت»، مالامال است از اينكه آل محمد ٦ احتجاج مى كردهاند بر مخالفان به نزديكى رسول اللَّه و خويشى با او و اعتماد مىنمودهاند سزاوارى خود به جانشينى پيغمبر بر چسبانى نسبت خود به رسول ٦ و بر نهايت اختصاص خود در نسبت با آن حضرت.
و هر كه نظر كند در كتب شيعه و قول شيعه صحابه، مىداند اين معنى و تصديق مىكند بر صدق اين سخن بىآنكه محتاج باشد به نظر كردن در غير آن كتب، با آنكه هر كس گمان كند كه احتجاج علويه و شيعه به نزديكى و خويشى به رسول ٦ احتجاجى است كه حادث شده و در زمان پيش نبوده، چنين كسى سزاوار مناظره و مباحثه نيست؛ زيرا او دفع ضرورت مىكند و امر معلوم بديهى را ردّ مىنمايد. به واسطه آنكه جماعت همگى متّفقاند بر اين و به تحقيق گرديده سبقت جماعت به سوى اين احتجاج از جهت عادت مانند طمع كه توهّم نتوان كرد از صاحب آن خلاف مقتضى طبع را؛ زيرا همگى متّفق اللفظ و المعنى به اين احتجاج چسبيدهاند و اعتماد بر اين نمودهاند.