دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٠٤ - گواهى كودكان در قرآن
مسلمانان نيز اين را از جمله معجزات پيغمبر بشمارند.
پس چون رسول ٦ اين را نشانه پيغمبرى خود نگردانيد و مسلمانان نيز از جمله معجزات آن حضرت نشمردند، معلوم مىشود اين حال كه طايفه شيعه از براى امير المؤمنين ٧ ادّعا مىكنند از بابت حال يحيى و عيسى عليهما السّلام و طفل گواهى به پاك بودن يوسف ٧ نيست.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: مىگويم در جواب طايفه ناصبه چنين نيست كه هر چه خداى تعالى به آن خرق عادت كند لازم باشد كه نشانه صدق چيزى باشد و همچنين لازم نيست كه علم به آن شايع شود در ميان عوام چنان علمى كه ضرورى باشد.
بلكه معجزهاى كه نشانه صدق چيزى است آن است كه در وقت دعواى پيغمبرى كسى باشد يا دعواى برائت كسى كه تهمت بر او زده باشند كه في الحقيقة اين معجزه تصديق قول آن كس است كه ادعاى برائت خود را از آن تهمت مىكند و كلام عيسى ٧ معجزه است از براى راستى او در قول خود.
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا با آنكه شهادت مىدهد آن معجزه برى بودن مريم عليها السّلام از فاحشهاى كه به آن متهم شد و به راستى مريم عليها السّلام در دعوى طهارت و عصمت و همچنين حكمت يحيى ٧ تصديق است مر او را در دعواى پيغمبرى خودش و مر پدرش زكريّا را در دعواى پيغمبرى.
پس حكمت يحيى ٧ با آنكه خرق عادت است نشانه و معجزه نيز هست و همچنين سخن گفتن طفل در گهواره از براى برائت يوسف ٧ هم خرق عادت است و هم دليل و نشانه است بر صدق يوسف در پاكى از تهمت و در پيغمبرى.
و كمال عقل امير المؤمنين ٧ در طفوليت شاهد دعوائى از دعواهاى او ٧ نشده و نه آن است كه او ٧ استشهاد نموده باشد به كمال عقل خود در حالت صغر سن بر دعوائى تا آنكه خارق عادت بودن معجزه و دليل بر صدق دعواى