دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٠٠ - گزارش عباس از اولين نمازگزاران
مىگفت: مبعوث شد رسول ٦ و امير المؤمنين در آن وقت ده ساله بود و مقتول شد على بن ابى طالب ٧ و صاحب شصت و سه سال بود.[١] از آن جمله، وليد بن هاشم فحدمى است از طريق ابو عبد اللَّه كواسحى گفت خبر داد به ما وليد بن هاشم به سندهاى مختلف كه على بن ابى طالب ٧ مقتول شد روز جمعه در كوفه بعد از آنكه نوزده شب گذشته بود از ماه رمضان در سال چهلم از هجرت و سن آن حضرت ٧ شصت و پنج سال بود.[٢]
[گزارش عباس از اولين نمازگزاران]
و اما آن جماعت كه روايت كردهاند كه سن آن حضرت ٧ در وقت مبعوث شدن پيغمبر ٦ زياده بر ده سال بود به درستى كه بسيارند از آن جمله، ابن مسعود است از طريق عثمان بن مغيره از وهب از عبد اللَّه بن مسعود كه او گفته اول چيزى كه دانستم از امر رسول ٦ اين بود كه داخل مكه شدم.
پس راهنمائى كردند مرا به سوى عباس بن عبد المطلب چون رسيدم به نزد او ديدم كه او نشسته است نزديك چاه زمزم من نيز نشستم و در اثناى اين كه من و او نشسته بوديم ناگاه رو كرد مردى از باب الصفا و در برداشت دو جامه سفيد و بر جانب راست او پسرى بود نزديك به سن بلوغ و در دنبال او زنى كه پوشيده بود محاسن خود را تا اينكه اين سه كس قصد حجر الاسود كردند.
پس آن مرد استلام حجر كرد و همچنين آن پسر و آن زن. بعد از آن مرد طوف خانه كرد هفت مرتبه و همچنين آن پسر و آن زن با او طوف كردند. بعد از آن مرد رو به كعبه كرده ايستاد و هر دو دست را برداشته گفت: اللَّه اكبر و ايستاد آن پسر بر جانب راست او و تكبير گفت و ايستاد آن زن نيز در عقب سر و هر دو دست را برداشته تكبير گفتند و مرد دراز كرد خواندن دعا را پس ركوع كرد و آن پسر و آن زن نيز با او ركوع كردند پس آن مرد سر از ركوع برداشت و طول داد خواندن دعا را بعد از آن سجود كرد و به جا آوردند آن پسر و آن زن آنچه آن مرد به جا آورد.
[١]« مناقب خوارزمى» ص ٣٩٤.
[٢]« ترجمة الامام على ٧ من تاريخ مدينة دمشق» ٣/ ٣٩١،« تاريخ الخلفاء سيوطى» ص ١٧٦.