دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٨٨ - اشعار ذو الشهادتين در باره سبقت ايمان على ع
|
وجدناه اولى النّاس بالنّاس انّه |
اطبّ قريش بالكتاب و بالسّنن |
|
|
و انّ قريشا لا تشقّ غباره |
اذا ما جرى يوما على الضّمّر البدن |
|
|
و فيه الّذى فيهم من الخير كلّه |
و ما فيهم مثل الّذى فيه من حسن |
|
|
وصىّ رسول اللَّه من دون اهله |
و فارسه قد كان في سالف الزّمن |
|
|
و اوّل من صلّى من النّاس كلّهم |
سوى خيرة النّسوان و اللَّه ذو المنن |
|
|
و صاحب كبش القوم في كلّ وقعة |
تكون لها نفس الشّجاع لدى الذّقن |
|
|
فذاك الّذى تثنى الخناصر باسمه |
امامهم حتّى اغيّب في الكفن[١] |
|
؛ يعنى هر گاه ما بيعت كرديم با على بن ابى طالب ٧، پس كافى است ما را ابو الحسن از آنچه مىترسيم از فتنهها. ما يافتيم على ابن ابى طالب ٧ را سزاوارترين مردم به نفسهاى ايشان.
به درستى كه او ٧ صادقترين قريش است به كتاب خدا و سنتهاى پيغمبر ٦ و به درستى كه قريش نمىشكافد غبار او را هر گاه روان شود روزى بر شتران لاغر ميان فربه.
پس در على بن ابى طالب ٧ حاصل است آنچه در قريش است از خوبيها همه.
و نيست حاصل در قريش مثل آنچه در آن حضرت حاصل است از نيكى او ٧، او وصى رسول اللَّه است از ديگرى از اهل رسول و او بوده است سوار در ميدان رسول اللَّه در زمانهاى پيشين.
و او اول كسى است كه نماز گزارد با رسول اللَّه ٦ از مردمان همگى به غير از بهترين زنان (مراد خديجه كبرى است) و اللَّه تعالى صاحب نعمتهاست. و او يار و صاحب سيد قوم يعنى پيغمبر ٦ بوده در هر واقعهاى كه مىبوده در آن واقعه از شدت و هول جان شجاع نزد ذقن يعنى به لب مىرسيده.
پس امير المؤمنين ٧ است آن كسى كه كج مىشود انگشتان كوچك به نام او.
امام همه است و من بر اين عقيدهام تا غايب شوم در كفن.
[١]« شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد» ١٣/ ٢٣١،« مناقب خوارزمى» ص ٥٠.