دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٤٧ - سخنرانى عمر بعد از روز سقيفه
[سخنرانى عمر بعد از روز سقيفه]
به درستى كه روايت كرده محمد بن اسحاق از «زهرى» كه او گفته خبر داد مرا انس بن مالك كه وقتى كه مردم با ابو بكر بيعت كردند در سقيفه و روز ديگر او بر منبر نشست. پس عمر برپا خاست و پيش از آنكه ابو بكر متكلّم شود، متكلّم شد و حمد كرد خداى تعالى را پس گفت: ايّها الناس! به درستى كه من گفتم ديروز به شما سخنى كه نبود آن سخن مگر از روى رأى من و من نيافته بودم آن سخن را در كتاب خداى تعالى و نبود آنكه رسول اللَّه خبر داده باشد مرا. و ليكن اعتقاد من از پيش خود آن بود كه زود باشد كه رسول اللَّه ٦ عود نموده تدبير فرمايد كار امت را تا آنكه بوده باشد آخر همه امت به حسب مرگ.[١] و روايت كرده «عكرمه» از ابن عباس كه او گفته: و اللَّه كه من در زمان خلافت عمر با او به اتفاق به راه مىرفتم و نبود با او رفيقى به غير از من و عمر با خود سخن مىگفت و مىزد هر دو قدم خود را تازيانه كه در دست داشت، ناگاه به من التفات كرده گفت: يا ابن عباس! آيا مىدانى چه باعث شد مرا بر قولى كه گفتم در زمان وفات رسول ٦؟ ابن عباس گفته است كه گفتم: نمىدانم تو داناترى يا امير المؤمنين. عمر گفت: و اللَّه باعث نشد مرا بر آن قول مگر آنكه خوانده بودم در كتاب خداى تعالى اين آيه را وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً[٢] پس من گمان كردم از اين آيه كه رسول اللَّه ٦ باقى خواهد بود بعد از امت خود تا آنكه گواهى داد بر همه امت به كردارهاى ايشان. به درستى كه همين آيه باعث شد مرا بر اينكه گفتم به آنچه گفتم.[٣] شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد كه آيا نمىبينى به تصريح اين مرد به اينكه اعتقاد داشته به حيات رسول اللَّه ٦ و يك بار علت از براى اين اعتقاد به رأى و عقل خود
[١]« تاريخ طبرى» ٣/ ٢٥٩ ذيل« حديث السقيفة».
[٢] سوره بقره، آيه ١٤٣.
[٣]« تاريخ طبرى» ٣/ ٢٥٩.