دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٣٤ - فصل ٧٧ تلاش معتزله در برى ساختن نظام
بيش از طوايف مذكوره ظاهر مىشود. و اگر كسى به جنبش درآورد نظام را و بپرسد از او حقيقت حال را، ظاهر مىسازد از او آنچه پوشيده است بر مردم از تناقض كه در مذهب او هست، به حدّى كه بىقدر و خوار كند او را در نظر مردم.
و ليكن اصحاب او كه از اين قسم سخن ساكتاند وجهاش آن است كه ايشان اهل اخبار و روايات و احكام و فتوى نيستند، بلكه سخن راندن از «تداخل»[١] و «طفره»[٢] كه دو مسأله علم كلامند خوشتر و نافعتر است نزد ايشان از علم قرآن و احكام پيغمبر ٦.
و به خدا سوگند كه او بد مذهبى از براى خود اختيار نموده و دين خود ساخته و زود باشد كه ما در وقت رد كردن مذهب او تكلم كنيم به آنچه سزاوار و واجب باشد.
شيخ گفته است- ايّده اللَّه تعالى- كه آيا كدام از اين دو به ما اولى باشد، تصديق كردن بر نظّام قول خودش را كه خبر داده از مذهب خود و صريح كلام خودش دلالت بر آن مىكند و عمرو بن بحر جاحظ كه شاگرد و مصاحب او بوده از او نقل مىكند، يا تصديق كردن اين جماعت معتزله از روى تعصّب به رأى باطل حمل كردهاند نفس خود را بر بهتان و ستيزه به واسطه خصومت و لجاج.
و چگونه مستحسن باشد مباحثه و مناظره با كسى كه سوار شده باشد مانند اين مركب را در بىحيائى و مكابره اگر نه قومى كه از ضعفا باشند در علم، و ايشان را
[١]« تداخل» عبارت است از اينكه چيزى در چيزى( جسمى در جسمى) ديگر داخل شود بىآنكه به حجم و به اندازه آن بيفزايد( تعريفات جرجانى، ماده« تداخل»). اين سخن بدان معناست كه اشياء( دو شىء يا بيش از آن) در يك ديگر نفوذ كنند و در حجم و وضع متّحد گردند و در مكانى واحد قرار گيرند ... تداخل اجسام، يا تداخل جواهر امرى است آشكارا محال، زيرا اگر تداخل، امرى ممكن و متحقق باشد امكان آن نيز هست كه سراسر جهان مادى در يك جزء، جاى گيرد و در عين حال به حجم و اندازه آن جزء هم افزوده نگردد.« دائرة المعارف تشيع» ٤/ ١٨٧.
[٢]« طفره» عبارت است از انتقال جسم از جزو مسافتى به جزو مسافت ديگر بدون آنكه از اجزاى ما بين گذر كند و محاذى آنها قرار گيرد و به عبارت ديگر انتقال از مسافتى به مسافتى ديگر و از مكانى به مكانى ديگر بدون گذشتن از مسافت متوسط، و اين امر محال است.« فرهنگ معين» ٢/ ٢٢٢٨.